round-headedness

[ایالات متحده]/[ˈraʊndˈhɛdɪdnəs]/
[بریتانیا]/[ˈraʊndˈhɛdɪdnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاصه بودن باهوش یا خلاق؛ خلاقیت؛ تمایل به بی‌عملی یا ناآگاهانه بودن؛ گوشه‌بازی.

عبارات و ترکیب‌ها

round-headedness prevails

گردپایی غالب است

displaying round-headedness

نمایش گردپایی

round-headedness problem

مشکل گردپایی

avoiding round-headedness

پرهیز از گردپایی

round-headedness era

دوره گردپایی

round-headedness attitude

وضعیت گردپایی

with round-headedness

با گردپایی

round-headedness influence

تأثیر گردپایی

exhibiting round-headedness

نمایش گردپایی

round-headedness factor

عامل گردپایی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید