bracketing

[ایالات متحده]/ˈbrækɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrækɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل محصور کردن چیزی در داخل براکت‌ها یا پرانتزها؛ یک ساختار حمایتی، مانند براکت.

عبارات و ترکیب‌ها

bracketing data

داده‌های بسته‌بندی

bracket text

متن براکت

bracketing elements

عناصر بسته‌بندی

bracket values

مقادیر براکت

bracketing pairs

جفت‌های بسته‌بندی

bracket code

کد براکت

bracketed text

متن براکت‌شده

bracket range

محدوده براکت

bracketing tags

برچسب‌های بسته‌بندی

bracket levels

سطوح براکت

جملات نمونه

bracketing the problem helps in finding a solution.

براکت‌گذاری مسئله به یافتن راه حل کمک می‌کند.

bracketing different perspectives can lead to better understanding.

براکت‌گذاری دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

in math, bracketing is essential for solving equations accurately.

در ریاضیات، براکت‌گذاری برای حل دقیق معادلات ضروری است.

bracketing your options can simplify decision-making.

براکت‌گذاری گزینه‌های شما می‌تواند تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند.

he used bracketing to highlight the main points of the discussion.

او از براکت‌گذاری برای برجسته کردن نکات اصلی بحث استفاده کرد.

bracketing the data allows for more effective analysis.

براکت‌گذاری داده‌ها امکان تجزیه و تحلیل مؤثرتر را فراهم می‌کند.

bracketing time periods can help in historical research.

براکت‌گذاری دوره‌های زمانی می‌تواند در تحقیقات تاریخی کمک کند.

she suggested bracketing the tasks to improve productivity.

او پیشنهاد کرد تا برای افزایش بهره‌وری، وظایف را براکت‌گذاری کنید.

bracketing the variables is crucial in scientific experiments.

براکت‌گذاری متغیرها در آزمایش‌های علمی بسیار مهم است.

the teacher explained the importance of bracketing in writing.

معلم اهمیت براکت‌گذاری در نوشتن را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید