brainwasher

[ایالات متحده]/ˈbreɪn.wɒʃ.ər/
[بریتانیا]/ˈbreɪn.wɑːʃ.ɚ/

ترجمه

n. یک فرد یا روش که کسی را تغییر می‌دهد، فشار فکری شدیدی را به کار می‌برد تا با دستکاری سیستماتیک باورها یا فکر کسی را تغییر دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

communist brainwashers

آموزشگران کمونیست

جملات نمونه

the media has become a powerful brainwasher that shapes public opinion.

رسانه به یک ماشین ل้าง ذهن قدرتمند تبدیل شده است که نظرات عمومی را شکل می‌دهد.

cult leaders use psychological techniques as effective brainwashers to control followers.

رهبران گروه‌های مذهبی تکنیک‌های روان‌شناختی را به عنوان ماشین‌های ل้าง ذهن مؤثر برای کنترل پیروان استفاده می‌کنند.

advertisers employ subtle brainwashers to influence consumer behavior.

تبلیغات کنندگان ماشین‌های ل้าง ذهن ظریف را برای تأثیر بر رفتار مصرف‌کنندگان به کار می‌برند.

totalitarian regimes rely on propaganda as their primary brainwasher.

رژیم‌های тотالیтарی به تبلیغات به عنوان اصلی‌ترین ماشین ل้าง ذهن خود وابسته‌اند.

the cult operated as a systematic brainwasher, gradually eroding members' critical thinking.

این گروه مذهبی به عنوان یک ماشین ل้าง ذهن سیستماتیک عمل می‌کرد و به تدریج تفکر انتقادی اعضای آن را تضعیف می‌کرد.

some commercial brainwashers in marketing can manipulate people's purchasing decisions.

برخی ماشین‌های ل้าง ذهن تجاری در بازاریابی می‌توانند تصمیمات خرید افراد را تحریف کنند.

the documentary exposed how ideological brainwashers work in educational systems.

فیلم مستند نحوه کارکرد ماشین‌های ل้าง ذهن ایدئولوژیک در سیستم‌های آموزشی را آشکار کرد.

dangerous brainwashers often target vulnerable individuals who are seeking answers.

ماشین‌های ل้าง ذهن خطرناک معمولاً روی افراد آسیب‌پذیری که به دنبال پاسخ‌هایی هستند، هدف قرار می‌دهند.

the regime's most effective brainwasher was its control over information flow.

موثرترین ماشین ل้าง ذهن رژیم کنترل جریان اطلاعات بود.

she realized the constant propaganda had functioned as a brainwasher for years.

او متوجه شد که تبلیغات مداوم به مدت سال‌ها به عنوان یک ماشین ل้าง ذهن عمل کرده است.

modern technology has created new forms of psychological brainwashers.

فناوری‌های مدرن انواع جدیدی از ماشین‌های ل้าง ذهن روان‌شناختی ایجاد کرده‌اند.

the cult leader was nothing more than a manipulative brainwasher who exploited followers.

رهبر گروه مذهبی هیچ چیز دیگری به جز یک ماشین ل้าง ذهن مخرب نبود که از پیروان بهره‌برداری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید