braising

[ایالات متحده]/breɪzɪŋ/
[بریتانیا]/brayzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند پختن آرام غذا در مقدار کمی مایع بر روی حرارت کم، معمولاً در یک قابلمه پوشیده.
n. عمل یا فرآیند بخارپز کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

braising liquid

مایع آب‌پز کردن

braise beef

گوشت گاو را آب‌پز کنید

braising time

مدت زمان آب‌پز کردن

braised chicken

مرغ آب‌پز شده

slow braising

آب‌پز کردن آهسته

braise pork

گوشت خوک را آب‌پز کنید

braised vegetables

سبزیجات آب‌پز شده

braising pan

تابه آب‌پز کردن

braise seafood

محصولات دریایی را آب‌پز کنید

جملات نمونه

braising is a great way to tenderize tough cuts of meat.

کباب کردن روشی عالی برای نرم کردن برش‌های سفت گوشت است.

she enjoys braising vegetables in a savory broth.

او از پختن آرام سبزیجات در آبگوشت خوشمزه لذت می برد.

after braising, the flavors meld beautifully.

پس از پختن آرام، طعم ها به زیبایی با هم ترکیب می شوند.

he learned the art of braising from his grandmother.

او هنر پختن آرام را از مادربزرگش یاد گرفت.

braising lamb shanks can create a delicious meal.

پختن آرام پیش‌پی گوشت می‌تواند یک وعده غذایی خوشمزه ایجاد کند.

she prefers braising over frying for healthier meals.

او ترجیح می دهد بجای سرخ کردن، پختن آرام را برای وعده های غذایی سالم تر انتخاب کند.

he often braises chicken with herbs and spices.

او اغلب مرغ را با گیاهان و ادویه جات پخت آرام می کند.

braising can enhance the natural flavors of the ingredients.

پختن آرام می تواند طعم طبیعی مواد را افزایش دهد.

they recommend braising for at least two hours for best results.

آنها توصیه می کنند برای بهترین نتیجه حداقل دو ساعت پخت آرام کنید.

he discovered that braising is perfect for winter meals.

او متوجه شد که پختن آرام برای وعده های غذایی زمستانی عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید