branchy

[ایالات متحده]/ˈbrɑːn.tʃi/
[بریتانیا]/ˈbræntʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شاخه‌ها یا جوانه‌های زیاد؛ پرپشت.

عبارات و ترکیب‌ها

branchy tree

درخت شاخه‌دار

branchy structure

ساختار شاخه‌دار

branchy design

طراحی شاخه‌دار

branchy network

شبکه شاخه‌دار

branchy system

سیستم شاخه‌دار

branchy growth

رشد شاخه‌دار

جملات نمونه

the branchy tree provided ample shade on a hot day.

درخت با شاخه‌های فراوان سایه زیادی در یک روز گرم فراهم می‌کرد.

birds often nest in branchy areas of the forest.

پرندگان اغلب در مناطق شاخه‌دار جنگل لانه می‌سازند.

the branchy vines climbed up the old wall.

سرشاخه های شاخه دار روی دیوار قدیمی بالا رفتند.

we walked along the branchy path in the park.

ما در امتداد مسیر شاخه دار در پارک قدم زدیم.

the branchy structure of the coral reef is fascinating.

ساختار شاخه ای صخره مرجانی بسیار جذاب است.

he admired the branchy silhouette of the tree against the sunset.

او طرح شاخه ای درخت را در برابر غروب آفتاب تحسین کرد.

the branchy shrubbery offered a perfect hiding spot for rabbits.

پرطرفداری شاخه ای یک مکان پنهان مناسب برای خرگوش ها ارائه می داد.

the branchy growth of the plant indicated it was healthy.

رشد شاخه ای گیاه نشان دهنده سالم بودن آن بود.

she loved the branchy patterns of the tree branches.

او الگوهای شاخه ای شاخه های درخت را دوست داشت.

the branchy landscape was a sight to behold.

منظره شاخه ای یک منظره ای برای تماشا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید