braying

[ایالات متحده]/breɪɪŋ/
[بریتانیا]/bryˈiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد صدای بلند و خشن مانند صدای الاغ.
n. صدای بلند و خشن که توسط الاغ تولید می‌شود.
Word Forms
جمعbrayings

عبارات و ترکیب‌ها

braying donkey

گره ناقه

braying sound

صدای نال اسب

braying noise

هم‌صدای نال اسب

endless braying

نال بی‌وقفه

loud braying

نال بلند

deafening braying

نال بسیار بلند

disturbing braying

نال آزاردهنده

annoying braying

نال خسته‌کننده

جملات نمونه

the donkey started braying loudly in the morning.

شتر در حال واق واق کردن بلند در صبح شروع کرد.

we could hear the braying of the donkey from afar.

ما می‌توانستیم واق واق شتر را از دور بشنویم.

the children laughed at the braying sound.

بچه‌ها به صدای واق واق خندیدند.

braying can be quite annoying at night.

واق واق کردن می‌تواند شب‌ها بسیار آزاردهنده باشد.

the farmer was used to the braying of his animals.

کشاورز به واق واق حیواناتش عادت داشت.

braying donkeys are common in rural areas.

شترهای واق واق در مناطق روستایی رایج هستند.

she imitated the braying of a donkey for fun.

او برای تفریح صدای واق واق شتری را تقلید کرد.

the braying echoed through the valley.

صدای واق واق در دره طنین انداز شد.

braying is a natural behavior for donkeys.

واق واق کردن رفتار طبیعی برای شترها است.

he was startled by the sudden braying outside.

او از واق واق ناگهانی بیرون از خانه ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید