brazes

[ایالات متحده]/breɪzəz/
[بریتانیا]/brayzəz/

ترجمه

v. برای پیوستن یا محکم کردن قطعات فلزی با گرم کردن و اعمال یک فلز پرکننده (معمولاً برنج) با نقطه ذوب پایین‌تر از فلزات پایه.

عبارات و ترکیب‌ها

brazes down

جوش می‌دهد به پایین

brazes on

جوش می‌دهد روی

brazes in

جوش می‌دهد داخل

brazes up

جوش می‌دهد به بالا

brazes out

جوش می‌دهد بیرون

جملات نمونه

he brazes metal parts together for better strength.

او قطعات فلزی را برای استحکام بیشتر به هم برنج می‌داند.

the technician brazes the pipes to ensure they are leak-proof.

تکنسین لوله‌ها را برای اطمینان از عدم نشتی برنج می‌داند.

she carefully brazes the components in her workshop.

او با دقت قطعات را در کارگاه خود برنج می‌داند.

he learned how to braze metals at a vocational school.

او یاد گرفت که چگونه فلزات را در یک مدرسه فنی برنجد.

the jeweler brazes the gold pieces to create a beautiful ring.

جواهرساز قطعات طلایی را برای ایجاد یک حلقه زیبا برنج می‌داند.

they use a special alloy when they braze the parts.

آنها از یک آلیاژ خاص استفاده می‌کنند وقتی قطعات را برنج می‌داند.

he prefers to braze rather than weld for this project.

او ترجیح می‌دهد به جای جوشکاری برای این پروژه برنجد.

after he brazes the metal, he polishes it for a smooth finish.

بعد از اینکه فلز را برنجاند، آن را برای داشتن یک سطح صاف صیقل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید