solders

[ایالات متحده]/ˈsɒldə(z)/
[بریتانیا]/ˈsɑːldərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موادی که برای اتصال قطعات فلزی به هم استفاده می‌شوند
v. سوم شخص مفرد از solder؛ برای اتصال قطعات فلزی با استفاده از حرارت

عبارات و ترکیب‌ها

lead solders

سرب‌های لحیم

silver solders

لحیم‌های نقره

soft solders

لحیم‌های نرم

hard solders

لحیم‌های سخت

tin solders

لحیم‌های قلع

solders used

لحیم‌های استفاده شده

solders melting

ذوب شدن لحیم‌ها

solders application

کاربرد لحیم‌ها

solders joint

اتصال لحیم

solders quality

کیفیت لحیم‌ها

جملات نمونه

the skilled workers solder the components together.

کارگران ماهر قطعات را به هم لحیم می‌کنند.

he carefully solders the wires to ensure a strong connection.

او سیم‌ها را با دقت لحیم می‌کند تا اتصال محکمی ایجاد شود.

she uses a soldering iron to fix the circuit board.

او از یک هویه لحیم برای تعمیر برد مدار استفاده می‌کند.

the technician solders the metal parts with precision.

تکنسین قطعات فلزی را با دقت لحیم می‌کند.

they solder the joints to prevent any electrical shorts.

آنها اتصالات را لحیم می‌کنند تا از هرگونه اتصال کوتاه جلوگیری شود.

it is important to clean the surface before soldering.

قبل از لحیم کاری، تمیز کردن سطح مهم است.

he learned how to solder in his electronics class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس الکترونیک لحیم کند.

after soldering, let the joint cool down before testing.

پس از لحیم کاری، قبل از تست، اجازه دهید اتصال خنک شود.

using the right solder can improve the quality of the connection.

استفاده از هویه مناسب می‌تواند کیفیت اتصال را بهبود بخشد.

she prefers using lead-free solder for environmental reasons.

او ترجیح می‌دهد به دلایل زیست محیطی از هویه بدون سرب استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید