breadbasket

[ایالات متحده]/ˈbrɛdbɑːskɪt/
[بریتانیا]/ˈbredˌbæskɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری نان، که اغلب از بافت یا فلز ساخته می‌شود؛ منطقه‌ای که به خاطر تولید مقدار زیادی غلات شناخته می‌شود؛ یک منطقه کشاورزی حاصلخیز.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

breadbasket region

منطقه سبد نان

breadbasket states

ایالت‌های سبد نان

global breadbasket

سبد نان جهانی

american breadbasket

سبد نان آمریکایی

breadbasket farm

مزرعه سبد نان

breadbasket area

منطقه سبد نان

breadbasket yield

عملکرد سبد نان

breadbasket crops

محصولات سبد نان

breadbasket food

غذاهای سبد نان

جملات نمونه

the region is known as the breadbasket of the country.

این منطقه به عنوان طاقچه نان کشور شناخته می‌شود.

farmers in the breadbasket produce a variety of crops.

کشاورزان در طاقچه نان، انواع محصولات را تولید می‌کنند.

investing in the breadbasket can boost the local economy.

سرمایه‌گذاری در طاقچه نان می‌تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

climate change is affecting the breadbasket's yields.

تغییرات آب و هوایی بر عملکرد طاقچه نان تأثیر می‌گذارد.

the breadbasket of the region supplies food to many cities.

طاقچه نان منطقه، غذا را به بسیاری از شهرها تأمین می‌کند.

local farmers are essential for maintaining the breadbasket.

کشاورزان محلی برای حفظ طاقچه نان ضروری هستند.

efforts to preserve the breadbasket are underway.

تلاش‌ها برای حفظ طاقچه نان در حال انجام است.

the breadbasket faces challenges from urban expansion.

طاقچه نان با چالش‌های ناشی از گسترش شهرها روبرو است.

many communities rely on the breadbasket for their livelihoods.

جامعه‌های بسیاری برای کسب درآمد خود به طاقچه نان متکی هستند.

education and technology can enhance productivity in the breadbasket.

آموزش و فناوری می‌توانند بهره‌وری را در طاقچه نان افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید