| جمع | breadboxes |
breadbox full
جعبه نان پر
open breadbox
باز کردن جعبه نان
empty breadbox
جعبه نان خالی
old breadbox
جعبه نان قدیمی
new breadbox
جعبه نان جدید
breadbox lid
درب جعبه نان
find breadbox
پیدا کردن جعبه نان
buy breadbox
خریدن جعبه نان
need breadbox
نیاز به جعبه نان
she put the leftover bread in the breadbox.
او نان مانده را در جعبه نان گذاشت.
the breadbox keeps the bread fresh for days.
جعبه نان باعث میشود نانها برای چند روز تازه بمانند.
can you pass me the breadbox, please?
میتوانی جعبه نان را به من بدهی، لطفاً؟
we need a bigger breadbox for all this bread.
ما به یک جعبه نان بزرگتر برای همه این نانها نیاز داریم.
he opened the breadbox to find a loaf inside.
او جعبه نان را باز کرد تا یک لوت در آن پیدا کند.
she decorated the breadbox with colorful stickers.
او جعبه نان را با برچسبهای رنگارنگ تزئین کرد.
the old breadbox was made of wood.
جعبه نان قدیمی از چوب ساخته شده بود.
he forgot to close the breadbox, and the bread got stale.
او فراموش کرد جعبه نان را ببندد و نان کهنه شد.
every morning, she checks the breadbox for fresh bread.
هر روز صبح، او جعبه نان را برای نان تازه بررسی میکند.
the breadbox is a convenient way to store bread.
جعبه نان راهی مناسب برای نگهداری نان است.
breadbox full
جعبه نان پر
open breadbox
باز کردن جعبه نان
empty breadbox
جعبه نان خالی
old breadbox
جعبه نان قدیمی
new breadbox
جعبه نان جدید
breadbox lid
درب جعبه نان
find breadbox
پیدا کردن جعبه نان
buy breadbox
خریدن جعبه نان
need breadbox
نیاز به جعبه نان
she put the leftover bread in the breadbox.
او نان مانده را در جعبه نان گذاشت.
the breadbox keeps the bread fresh for days.
جعبه نان باعث میشود نانها برای چند روز تازه بمانند.
can you pass me the breadbox, please?
میتوانی جعبه نان را به من بدهی، لطفاً؟
we need a bigger breadbox for all this bread.
ما به یک جعبه نان بزرگتر برای همه این نانها نیاز داریم.
he opened the breadbox to find a loaf inside.
او جعبه نان را باز کرد تا یک لوت در آن پیدا کند.
she decorated the breadbox with colorful stickers.
او جعبه نان را با برچسبهای رنگارنگ تزئین کرد.
the old breadbox was made of wood.
جعبه نان قدیمی از چوب ساخته شده بود.
he forgot to close the breadbox, and the bread got stale.
او فراموش کرد جعبه نان را ببندد و نان کهنه شد.
every morning, she checks the breadbox for fresh bread.
هر روز صبح، او جعبه نان را برای نان تازه بررسی میکند.
the breadbox is a convenient way to store bread.
جعبه نان راهی مناسب برای نگهداری نان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید