breadbox

[ایالات متحده]/ˈbredbɒks/
[بریتانیا]/ˈbrɛdbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی برای نگهداری نان یا کیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

breadbox full

جعبه نان پر

open breadbox

باز کردن جعبه نان

empty breadbox

جعبه نان خالی

old breadbox

جعبه نان قدیمی

new breadbox

جعبه نان جدید

breadbox lid

درب جعبه نان

find breadbox

پیدا کردن جعبه نان

buy breadbox

خریدن جعبه نان

need breadbox

نیاز به جعبه نان

جملات نمونه

she put the leftover bread in the breadbox.

او نان مانده را در جعبه نان گذاشت.

the breadbox keeps the bread fresh for days.

جعبه نان باعث می‌شود نان‌ها برای چند روز تازه بمانند.

can you pass me the breadbox, please?

می‌توانی جعبه نان را به من بدهی، لطفاً؟

we need a bigger breadbox for all this bread.

ما به یک جعبه نان بزرگتر برای همه این نان‌ها نیاز داریم.

he opened the breadbox to find a loaf inside.

او جعبه نان را باز کرد تا یک لوت در آن پیدا کند.

she decorated the breadbox with colorful stickers.

او جعبه نان را با برچسب‌های رنگارنگ تزئین کرد.

the old breadbox was made of wood.

جعبه نان قدیمی از چوب ساخته شده بود.

he forgot to close the breadbox, and the bread got stale.

او فراموش کرد جعبه نان را ببندد و نان کهنه شد.

every morning, she checks the breadbox for fresh bread.

هر روز صبح، او جعبه نان را برای نان تازه بررسی می‌کند.

the breadbox is a convenient way to store bread.

جعبه نان راهی مناسب برای نگهداری نان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید