| جمع | breadsticks |
garlic breadstick
سیب زمینی سرخ شده با پیاز
cheese breadstick
سیب زمینی سرخ شده با پنیه
breadstick basket
کاسه سیب زمینی سرخ شده
buttered breadstick
سیب زمینی سرخ شده با مارگرین
warm breadstick
سیب زمینی سرخ شده گرم
fresh breadstick
سیب زمینی سرخ شده تازه
crispy breadstick
سیب زمینی سرخ شده کرکی
breadstick recipe
طرز تهیه سیب زمینی سرخ شده
breadsticks please
لطفاً سیب زمینی سرخ شده
breadsticks and butter
سیب زمینی سرخ شده و مارگرین
the restaurant serves warm breadsticks with every meal.
رستوران گرم نانچه را با هر وعده غذایی ارائه میدهد.
she dipped the crispy breadstick into the marinara sauce.
او نانچه کرکی را در سس مارینارا غوطهور کرد.
the baker made fresh breadsticks early this morning.
بیکر نانچههای تازهای در این صبح زود ساخت.
i ordered a basket of garlic breadsticks to share.
من یک سبد نانچههای سیری را برای به اشتراک گذاشتن سفارش دادم.
he spread butter on the soft breadstick.
او مارگارین را روی نانچه نرم پاشید.
the breadstick paired perfectly with the tomato soup.
نانچه با سوپ گوجهفرنی به خوبی همزیست کرد.
we learned how to bake breadsticks from scratch.
ما یاد گرفتیم که چگونه نانچهها را از اول تهیه کنیم.
the golden breadsticks looked delicious on the plate.
نانچههای طلایی روی طبق خوشطعم به نظر میرسیدند.
she preferred her breadsticks with extra olive oil.
او نانچههای خود را با روغن زیتون اضافی دوست داشت.
the chef prepared a special breadstick recipe for the holiday.
شکیف یک دستور نانچهای ویژه برای تعطیلات آماده کرد.
the breadstick basket was refilled several times during dinner.
سبد نانچهها در طول شام چندین بار باز پر شد.
they served warm breadsticks with the italian salad.
آنها نانچههای گرم را با سالاد ایتالیایی ارائه کردند.
garlic breadstick
سیب زمینی سرخ شده با پیاز
cheese breadstick
سیب زمینی سرخ شده با پنیه
breadstick basket
کاسه سیب زمینی سرخ شده
buttered breadstick
سیب زمینی سرخ شده با مارگرین
warm breadstick
سیب زمینی سرخ شده گرم
fresh breadstick
سیب زمینی سرخ شده تازه
crispy breadstick
سیب زمینی سرخ شده کرکی
breadstick recipe
طرز تهیه سیب زمینی سرخ شده
breadsticks please
لطفاً سیب زمینی سرخ شده
breadsticks and butter
سیب زمینی سرخ شده و مارگرین
the restaurant serves warm breadsticks with every meal.
رستوران گرم نانچه را با هر وعده غذایی ارائه میدهد.
she dipped the crispy breadstick into the marinara sauce.
او نانچه کرکی را در سس مارینارا غوطهور کرد.
the baker made fresh breadsticks early this morning.
بیکر نانچههای تازهای در این صبح زود ساخت.
i ordered a basket of garlic breadsticks to share.
من یک سبد نانچههای سیری را برای به اشتراک گذاشتن سفارش دادم.
he spread butter on the soft breadstick.
او مارگارین را روی نانچه نرم پاشید.
the breadstick paired perfectly with the tomato soup.
نانچه با سوپ گوجهفرنی به خوبی همزیست کرد.
we learned how to bake breadsticks from scratch.
ما یاد گرفتیم که چگونه نانچهها را از اول تهیه کنیم.
the golden breadsticks looked delicious on the plate.
نانچههای طلایی روی طبق خوشطعم به نظر میرسیدند.
she preferred her breadsticks with extra olive oil.
او نانچههای خود را با روغن زیتون اضافی دوست داشت.
the chef prepared a special breadstick recipe for the holiday.
شکیف یک دستور نانچهای ویژه برای تعطیلات آماده کرد.
the breadstick basket was refilled several times during dinner.
سبد نانچهها در طول شام چندین بار باز پر شد.
they served warm breadsticks with the italian salad.
آنها نانچههای گرم را با سالاد ایتالیایی ارائه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید