breaktime

[ایالات متحده]/breɪk taɪm/
[بریتانیا]/breɪk taɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای از زمان که کار یا فعالیت برای استراحت یا تجدید قوا متوقف می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

take breaktime

در زمان استراحت

during breaktime

در طول زمان استراحت

end breaktime

پایان زمان استراحت

short breaktime

زمان استراحت کوتاه

need breaktime

نیاز به زمان استراحت

long breaktime

زمان استراحت طولانی

after breaktime

بعد از زمان استراحت

use breaktime

استفاده از زمان استراحت

جملات نمونه

it's time for a breaktime snack.

وقت آن است که یک میان وعده زمان استراحت بخوریم.

during breaktime, i like to read a book.

در زمان استراحت، دوست دارم یک کتاب بخوانم.

we can discuss our project during breaktime.

ما می توانیم پروژه خود را در زمان استراحت مورد بحث قرار دهیم.

breaktime is a great opportunity to relax.

زمان استراحت فرصتی عالی برای استراحت است.

make sure to return on time after breaktime.

مطمئن شوید که بعد از زمان استراحت به موقع بازگردید.

let's plan a team building activity for breaktime.

بیایید یک فعالیت تیم سازی برای زمان استراحت برنامه ریزی کنیم.

breaktime allows us to recharge and refocus.

زمان استراحت به ما این امکان را می دهد که شارژ مجدد کنیم و دوباره متمرکز شویم.

don't forget to stretch during breaktime.

در زمان استراحت فراموش نکنید که کشش کنید.

many people enjoy chatting with colleagues during breaktime.

بسیاری از مردم از گپ زدن با همکاران در زمان استراحت لذت می برند.

breaktime helps improve productivity in the workplace.

زمان استراحت به بهبود بهره وری در محل کار کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید