worktime hours
ساعات کاری
worktime now
حالا ساعات کاری
during worktime
در طول ساعات کاری
worktime schedule
برنامه ساعات کاری
extended worktime
ساعات کاری اضافی
worktime flexibility
انعطافپذیری ساعات کاری
worktime policy
سیاست ساعات کاری
manage worktime
مدیریت ساعات کاری
flexible worktime
ساعات کاری منعطف
worktime agreement
توافقنامه ساعات کاری
we need to maximize our worktime on this project.
ما باید زمان کاری خود را در این پروژه به حداکثر برسانیم.
during worktime, phones should be on silent.
در طول زمان کاری، تلفنها باید در حالت بیصدا باشند.
my worktime is flexible, but i aim to be here 9-5.
زمان کاری من انعطاف پذیر است، اما هدف من حضور در اینجا از ساعت 9 تا 5 است.
let's schedule a meeting during worktime tomorrow.
بیایید فردا یک جلسه در طول زمان کاری برنامه ریزی کنیم.
efficient use of worktime is key to productivity.
استفاده کارآمد از زمان کاری کلید بهره وری است.
can you finish this report within worktime?
آیا می توانید این گزارش را در طول زمان کاری به پایان برسانید؟
i'm using my worktime to learn a new skill.
من از زمان کاری خود برای یادگیری یک مهارت جدید استفاده می کنم.
the company tracks employee worktime diligently.
شرکت به طور دقیق زمان کاری کارکنان را پیگیری می کند.
overtime is sometimes required during peak worktime.
اضافه کاری گاهی اوقات در زمان اوج کار مورد نیاز است.
i value my worktime and try to avoid interruptions.
من به زمان کاری خود ارزش می دهم و سعی می کنم از وقفه ها جلوگیری کنم.
we'll discuss the new policy regarding worktime next week.
ما هفته آینده سیاست جدید در مورد زمان کاری را مورد بحث قرار خواهیم داد.
proper planning helps make the most of worktime.
برنامه ریزی مناسب به شما کمک می کند تا از زمان کاری به بهترین شکل استفاده کنید.
worktime hours
ساعات کاری
worktime now
حالا ساعات کاری
during worktime
در طول ساعات کاری
worktime schedule
برنامه ساعات کاری
extended worktime
ساعات کاری اضافی
worktime flexibility
انعطافپذیری ساعات کاری
worktime policy
سیاست ساعات کاری
manage worktime
مدیریت ساعات کاری
flexible worktime
ساعات کاری منعطف
worktime agreement
توافقنامه ساعات کاری
we need to maximize our worktime on this project.
ما باید زمان کاری خود را در این پروژه به حداکثر برسانیم.
during worktime, phones should be on silent.
در طول زمان کاری، تلفنها باید در حالت بیصدا باشند.
my worktime is flexible, but i aim to be here 9-5.
زمان کاری من انعطاف پذیر است، اما هدف من حضور در اینجا از ساعت 9 تا 5 است.
let's schedule a meeting during worktime tomorrow.
بیایید فردا یک جلسه در طول زمان کاری برنامه ریزی کنیم.
efficient use of worktime is key to productivity.
استفاده کارآمد از زمان کاری کلید بهره وری است.
can you finish this report within worktime?
آیا می توانید این گزارش را در طول زمان کاری به پایان برسانید؟
i'm using my worktime to learn a new skill.
من از زمان کاری خود برای یادگیری یک مهارت جدید استفاده می کنم.
the company tracks employee worktime diligently.
شرکت به طور دقیق زمان کاری کارکنان را پیگیری می کند.
overtime is sometimes required during peak worktime.
اضافه کاری گاهی اوقات در زمان اوج کار مورد نیاز است.
i value my worktime and try to avoid interruptions.
من به زمان کاری خود ارزش می دهم و سعی می کنم از وقفه ها جلوگیری کنم.
we'll discuss the new policy regarding worktime next week.
ما هفته آینده سیاست جدید در مورد زمان کاری را مورد بحث قرار خواهیم داد.
proper planning helps make the most of worktime.
برنامه ریزی مناسب به شما کمک می کند تا از زمان کاری به بهترین شکل استفاده کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید