brecciate

[ایالات متحده]/ˈbrɛʃi.eɪt/
[بریتانیا]/ˈbrɛʃiˌeɪt/

ترجمه

vبه وجود آوردن یا شکستن به بریشیا.
شکل‌های واژه
زمان گذشتهbrecciated
قسمت سوم فعلbrecciated

عبارات و ترکیب‌ها

brecciate texture

بافت برشی

brecciate rock

سنگ برشی

brecciated zones

مناطق برشی

brecciate patterns

الگوهای برشی

brecciate features

ویژگی‌های برشی

brecciated veins

ریشه‌های برشی

brecciate contact

تماس برشی

brecciated fragments

قطعات برشی

brecciate origin

منشا برشی

جملات نمونه

the rock was brecciated due to tectonic activity.

سنگ به دلیل فعالیت‌های تکتونیکی بریشی شده بود.

geologists often study brecciated formations to understand past environments.

زمین‌شناسان اغلب ساختارهای بریشی را برای درک محیط‌های گذشته مطالعه می‌کنند.

the brecciate texture indicates a violent geological history.

بافت بریشی نشان‌دهنده یک تاریخ زمین‌شناسی خشن است.

brecciated rocks can be found in many mountainous regions.

سنگ‌های بریشی را می‌توان در بسیاری از مناطق کوهستانی یافت.

scientists collected samples of brecciated material for analysis.

دانشمندان نمونه‌هایی از مواد بریشی را برای تجزیه و تحلیل جمع‌آوری کردند.

the presence of brecciate layers suggests past volcanic activity.

حضور لایه‌های بریشی نشان‌دهنده فعالیت‌های آتشفشانی گذشته است.

brecciate structures can provide insights into the earth's crust.

ساختارهای بریشی می‌توانند بینشی در مورد پوسته زمین ارائه دهند.

understanding brecciate formations helps in oil exploration.

درک ساختارهای بریشی به اکتشاف نفت کمک می‌کند.

the brecciate rock was a key finding in the excavation.

سنگ بریشی یک یافته کلیدی در حفر بود.

brecciated limestone is often used in construction materials.

لسیت سنگ بریشی اغلب در مواد ساختمانی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید