brecciated

[ایالات متحده]/ˈbrɛʃi.eɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌbrɛʃiˈeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آوردن یا تبدیل به سنگ برکسی.

عبارات و ترکیب‌ها

brecciated rock

سنگ خرد شده

brecciated zone

منطقه خرد شده

brecciated fragments

قطعات خرد شده

brecciated texture

بافت خرد شده

brecciated gneiss

گنیس خرد شده

brecciated limestone

لمیز خرد شده

brecciated marble

مرمر خرد شده

brecciated granite

گرانیت خرد شده

brecciated sandstone

شن سنگ خرد شده

جملات نمونه

the brecciated rock formations create a unique landscape.

تشکیلات سنگی بریشیه، مناظر منحصر به فردی ایجاد می‌کنند.

geologists studied the brecciated layers for clues about the area's history.

زمین‌شناسان لایه‌های بریشیه را برای یافتن سرنخ‌هایی در مورد تاریخچه منطقه مورد مطالعه قرار دادند.

brecciated marble is often used in high-end construction projects.

مرمر بریشیه اغلب در پروژه‌های ساختمانی لوکس استفاده می‌شود.

the brecciated texture of the stone gives it a rugged appearance.

بافت بریشیه سنگ، ظاهری خشن به آن می‌دهد.

in the museum, a brecciated specimen caught the eye of many visitors.

در موزه، یک نمونه بریشیه نظر بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کرد.

brecciated materials can indicate past geological activity.

مواد بریشیه می‌توانند نشان‌دهنده فعالیت‌های زمین‌شناسی گذشته باشند.

she admired the brecciated glass used in the art installation.

او شیشه بریشیه مورد استفاده در نصب هنری را تحسین کرد.

brecciated terrain can pose challenges for hikers.

مناظر بریشیه می‌تواند چالش‌هایی را برای کوهنوردان ایجاد کند.

the brecciated surface made it difficult to build a stable foundation.

سطح بریشیه ساختن یک پایه محکم را دشوار کرد.

they collected brecciated samples for their research project.

آنها نمونه‌های بریشیه را برای پروژه تحقیقاتی خود جمع‌آوری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید