breech

[ایالات متحده]/briːtʃ/
[بریتانیا]/britʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت پشتی لوله تفنگ؛ قسمت بدن که زیر کمر و بالای پاها قرار دارد
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbreeches
زمان گذشتهbreeched
جمعbreeches
صفت یا فعل حال استمراریbreeching

عبارات و ترکیب‌ها

breech birth

زایمان زودرس

breech presentation

عرضه باسن

جملات نمونه

breech delivery (=breech birth)

زایمان زودرس (زایمان باسن)

The basic forms of jacket, vest, and breeches developed slowly.

فرم‌های اساسی ژاکت، جلیقه و شلوار به آرامی توسعه یافتند.

He was dressed in a dark-green frock coat, breeches of the colour of the cuisse de nymphe effrayée, as he called it, stockings and slippers.

او با یک کت بلند سبز تیره، شلواری به رنگ «کوییز دو نیمف اِفراژه» که خودش به آن می‌گفت، جوراب و دمپایی پوشیده بود.

Fears of tightness in the products markets bolstered the crude oil with Gasoil in Europe leading the way breeching stellar levels over $1,200 dollars per tonne.

نگرانی‌ها در مورد کمبود در بازارهای محصولات باعث افزایش نفت خام با گازوئیل در اروپا شد که منجر به عبور از سطوح استثنایی بیش از 1200 دلار در هر تن شد.

The earliest muzzle-loading rifles were more difficult to load than smoothbore muskets, but the invention of metallic cartridges made possible the development of breech-loading mechanisms.

اولین تفنگ‌های لوله‌خمیده، بارگیری آنها از تفنگ‌های لوله‌صاف سخت‌تر بود، اما اختراع فشنگ‌های فلزی امکان توسعه مکانیزم‌های لوله‌خمیده را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید