breeching

[ایالات متحده]/briːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/breedʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نفوذ یا شکستن چیزی، به ویژه دیوار یا مانع؛ تسمه‌ای که دور انتهای عقبی یک حیوان برای سوارکاری یا هدایت کردن می‌پیچد؛ ریسمانی که برای جلوگیری از عقب نشینی یک توپخانه هنگام شلیک استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

breeching protocol

نقض پروتکل

breeching rules

نقض قوانین

breeching safety

نقض ایمنی

breeching security

نقض امنیت

breeching norms

نقض هنجارها

breeching bounds

نقض حدود

breeching limits

نقض محدودیت‌ها

breeching barrier

نقض سد

breeching law

نقض قانون

breeching contract

نقض قرارداد

جملات نمونه

the child was breeching the rules of the game.

کودک قوانین بازی را نقض می‌کرد.

she felt guilty for breeching her friend's trust.

او به دلیل نقض اعتماد دوستش احساس گناه می‌کرد.

the company faced consequences for breeching the contract.

شرکت به دلیل نقض قرارداد با عواقب روبرو شد.

breeching safety protocols can lead to serious accidents.

نقض پروتکل‌های ایمنی می‌تواند منجر به حوادث جدی شود.

he was accused of breeching confidentiality agreements.

او به نقض توافقنامه‌های محرمانگی متهم شد.

the teacher warned students against breeching classroom rules.

معلم به دانش‌آموزان در مورد نقض قوانین کلاس درس هشدار داد.

they were fined for breeching environmental regulations.

آنها به دلیل نقض مقررات زیست محیطی جریمه شدند.

breeching etiquette during the meeting was frowned upon.

نقض آداب معاشرت در طول جلسه مورد تایید نبود.

the athlete was suspended for breeching doping regulations.

ورزشکار به دلیل نقض مقررات دوپینگ تعلیق شد.

he learned the hard way about the risks of breeching the law.

او به سختی متوجه شد که نقض قانون چه خطراتی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید