bricole

[ایالات متحده]/ˈbrɪkəʊl/
[بریتانیا]/ˈbrɪkoʊl/

ترجمه

n. نوعی منجنیق که در قرون وسطی استفاده می‌شد. ; ضربه غیرمستقیم، مانند یک بازتاب در تنیس. ; نوعی سلاح سنگ پرتاب کن.
Word Forms
جمعbricoles

عبارات و ترکیب‌ها

bricole together

همکاری در انجام کارهای دستی

bricole skills

مهارت‌های انجام کارهای دستی

bricole projects

پروژه‌های انجام کارهای دستی

bricole tools

ابزارهای انجام کارهای دستی

bricole fix

تعمیرات دستی

جملات نمونه

he loves to bricole in his free time.

او عاشق انجام کارهای دستی در اوقات فراغت خود است.

she used bricole techniques to create her art.

او از تکنیک های دستی برای خلق هنر خود استفاده کرد.

they found joy in bricole projects together.

آنها از انجام پروژه های دستی با هم لذت بردند.

bricole can be a fun way to recycle materials.

بایریول می‌تواند راه سرگرم‌کننده‌ای برای بازیافت مواد باشد.

the workshop focused on bricole for beginners.

کارگاه آموزشی بر روی بایریول برای مبتدیان متمرکز بود.

he enjoys sharing his bricole ideas online.

او از به اشتراک گذاشتن ایده های بایریول خود به صورت آنلاین لذت می برد.

she bricole a new shelf from old wood.

او یک قفسه جدید از چوب قدیمی ساخت.

bricole can improve your creativity and skills.

بایریول می‌تواند خلاقیت و مهارت‌های شما را بهبود بخشد.

they organized a bricole competition at school.

آنها یک مسابقه بایریول در مدرسه برگزار کردند.

his bricole projects often inspire others.

پروژه های بایریول او اغلب دیگران را الهام بخش می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید