bridleways

[ایالات متحده]/ˈbraɪdlweɪz/
[بریتانیا]/ˈbraɪdlweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع bridleway؛ مسیرهایی برای راندن اسب.

عبارات و ترکیب‌ها

bridleways network

شبکه مسیرهای اسب

public bridleways

مسیرهای اسب عمومی

rural bridleways

مسیرهای اسب روستایی

bridleways and footpaths

مسیرهای اسب و مسیرهای پیاد

signposted bridleways

مسیرهای اسب با نشانگذاری

historical bridleways

مسیرهای اسب تاریخی

official bridleways

مسیرهای اسب رسمی

coastal bridleways

مسیرهای اسب ساحلی

ancient bridleways

مسیرهای اسب باستانی

local bridleways

مسیرهای اسب محلی

جملات نمونه

the bridleways through the countryside are popular with horse riders and walkers.

راه‌های اسب‌گذار در روستاها مورد علاقه رانندگان اسب و پیاده‌روان‌ها هستند.

many ancient bridleways have been preserved as public rights of way.

بیشتر راه‌های اسب‌گذار باستانی به عنوان مسیرهای عمومی حفظ شده‌اند.

the local council maintains several bridleways in the area.

شورای محلی چندین راه اسب‌گذار در این منطقه را حفظ می‌کند.

cyclists often use the bridleways that connect the villages.

چرخ‌البیک‌ها اغلب از راه‌های اسب‌گذاری که روستاها را به هم متصل می‌کنند استفاده می‌کنند.

new bridleways have been created to expand the recreational network.

راه‌های اسب‌گذار جدیدی برای گسترش شبکه تفریحی ایجاد شده‌اند.

the bridleways are clearly marked with appropriate signage.

راه‌های اسب‌گذار با نشان‌های مناسب به روشنی مشخص شده‌اند.

riders should stay on designated bridleways to protect wildlife.

رانندگان باید در راه‌های اسب‌گذار مشخص باقی بمانند تا حیات وحش را حفظ کنند.

the bridleways offer scenic routes through the woodland.

راه‌های اسب‌گذار مسیرهای مناظر زیبایی از طریق جنگل‌ها ارائه می‌دهند.

some bridleways are only suitable for experienced riders.

برخی از راه‌های اسب‌گذار فقط برای رانندگان تجربه‌دار مناسب هستند.

we followed the bridleways to reach the historic church.

ما از راه‌های اسب‌گذار دنبال کردیم تا به کلیسای تاریخی برسیم.

the bridleways provide access to the countryside for outdoor activities.

راه‌های اسب‌گذار دسترسی به روستاها برای فعالیت‌های آب و هوا را فراهم می‌کنند.

winter conditions can make some bridleways dangerous to use.

شرایط زمستانی ممکن است برخی از راه‌های اسب‌گذار را خطرناک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید