brimless

[ایالات متحده]/ˈbrɪmləs/
[بریتانیا]/ˈbrɪmləs/

ترجمه

adj. بدون لبه یا حاشیه؛ بدون مرز یا لبه.

عبارات و ترکیب‌ها

brimless hat

کلاه بدون لبه

brimless cap

کلاهک بدون لبه

brimless sun

خورشید بدون لبه

brimless vision

چشم‌انداز بدون لبه

brimless dome

گنبد بدون لبه

brimless cup

لیوان بدون لبه

brimless sky

آسمان بدون لبه

brimless gaze

نگاه بدون لبه

brimless fear

ترس بدون لبه

brimless love

عشق بدون لبه

جملات نمونه

she wore a brimless hat to the beach.

او یک کلاه بدون لبه به ساحل پوشید.

the brimless design gives it a modern look.

طراحی بدون لبه به آن ظاهری مدرن می دهد.

he prefers brimless glasses for a minimalist style.

او ترجیح می دهد عینک بدون لبه برای یک سبک مینیمال.

brimless caps are becoming increasingly popular.

کلاه‌های بدون لبه به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

she chose a brimless dress for the elegant event.

او یک لباس بدون لبه را برای رویداد شیک انتخاب کرد.

the artist painted a brimless landscape.

هنرمند یک منظره بدون لبه نقاشی کرد.

brimless shoes are trending this season.

کفش‌های بدون لبه در این فصل مد هستند.

he designed a brimless table for the modern office.

او یک میز بدون لبه برای دفتر کار مدرن طراحی کرد.

brimless umbrellas are lightweight and easy to carry.

چترهای بدون لبه سبک وزن و حمل آسان هستند.

she prefers brimless earrings for a chic look.

او ترجیح می دهد گوشواره های بدون لبه برای یک ظاهر شیک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید