bris

[ایالات متحده]/brɪs/
[بریتانیا]/briːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آیین ختنه.
Word Forms
جمعbriss

عبارات و ترکیب‌ها

bris ban

bris ban

bris tag

bris tag

bris mark

bris mark

bris list

bris list

bris code

bris code

bris file

bris file

bris data

bris data

bris link

bris link

bris path

bris path

bris view

bris view

جملات نمونه

they planned a big bris for their newborn son.

آنها برای پسر تازه متولد شده خود یک بری بزرگ برنامه ریزی کردند.

the bris ceremony was attended by many family members.

مراسم بری با حضور بسیاری از اعضای خانواده برگزار شد.

traditionally, a bris takes place on the eighth day after birth.

به طور سنتی، بری هشت روز پس از تولد انجام می شود.

he invited friends to celebrate the bris.

او دوستانش را برای جشن گرفتن بری دعوت کرد.

during the bris, the rabbi performed the ritual.

در طول بری، ربی مراسم را انجام داد.

the family prepared a feast for the bris attendees.

خانواده یک جشن بزرگ برای شرکت کنندگان در بری آماده کرد.

she chose a beautiful outfit for her son's bris.

او یک لباس زیبا برای بری پسرش انتخاب کرد.

guests brought gifts to the bris celebration.

مهمانان هدایایی برای جشن بری آوردند.

the atmosphere at the bris was joyful and festive.

فضای بری شاد و جشن گونه بود.

they shared stories during the bris gathering.

آنها در گردهمایی بری داستان هایی را با هم به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید