brisances

[ایالات متحده]/braɪˈsɑːnsəz/
[بریتانیا]/bry-ˈsän-səz/

ترجمه

n. نیروی انفجاری یا قدرت تخریبی مواد منفجره.

عبارات و ترکیب‌ها

brisances cause

علت بریسانس

avoid brisances

اجتناب از بریسانس

brisances risk

خطر بریسانس

repair brisances

تعمیر بریسانس

due to brisances

به دلیل بریسانس

brisances impact

اثرات بریسانس

minimal brisances

بریسانس حداقل

prevent brisances

جلوگیری از بریسانس

brisances occur

بریسانس رخ می دهد

جملات نمونه

brisances are crucial in understanding the impact of explosives.

بريسانس‌ها برای درک تأثیر مواد منفجره بسیار مهم هستند.

the brisances of different materials can vary significantly.

بريسانس‌های مواد مختلف می‌تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

engineers must consider brisances when designing safety measures.

مهندسان باید هنگام طراحی اقدامات ایمنی، بريسانس‌ها را در نظر بگیرند.

brisances play a key role in military applications.

بريسانس‌ها نقش مهمی در کاربردهای نظامی ایفا می‌کنند.

understanding brisances helps in selecting the right explosive.

درک بريسانس‌ها به انتخاب ماده منفجره مناسب کمک می‌کند.

brisances can affect the efficiency of demolition operations.

بريسانس‌ها می‌توانند بر کارایی عملیات تخریب تأثیر بگذارند.

different explosives have different brisances, affecting their use.

مواد منفجره مختلف دارای بريسانس‌های متفاوتی هستند که بر نحوه استفاده آنها تأثیر می‌گذارد.

the study of brisances is important for safety regulations.

مطالعه بريسانس‌ها برای مقررات ایمنی مهم است.

brisances can determine the outcome of a controlled explosion.

بريسانس‌ها می‌توانند نتیجه یک انفجار کنترل شده را تعیین کنند.

experts analyze brisances to improve explosive materials.

متخصصان بريسانس‌ها را برای بهبود مواد منفجره تجزیه و تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید