brisling

[ایالات متحده]/ˈbrɪslɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrɪsling/

ترجمه

n. یک آنچو یا اسپرات کوچک.
شکل‌های واژه
جمعbrislings

عبارات و ترکیب‌ها

brisling with life

سرشار از زندگی

brisling with fear

سرشار از ترس

brisling with anger

سرشار از خشم

brisling with joy

سرشار از شادی

brisling with hope

سرشار از امید

جملات نمونه

brisling sardines are a popular choice for appetizers.

سردین‌های برق‌دار یک انتخاب محبوب برای پیش‌پیلوها هستند.

many people enjoy brisling in a salad.

بسیاری از مردم از خوردن بریسلین در سالاد لذت می‌برند.

brisling can be found in various gourmet dishes.

بریس لینگ را می‌توان در انواع غذاهای گوروئه پیدا کرد.

she prepared a brisling spread for the party.

او یک غذای بریسلین برای مهمانی آماده کرد.

brisling is often served with lemon and herbs.

بریس لینگ اغلب با لیمو و گیاهان سرو می‌شود.

he prefers brisling over regular sardines.

او ترجیح می‌دهد بریسلین را نسبت به ساردین‌های معمولی بخورد.

brisling adds a unique flavor to the dish.

بریس لینگ طعم منحصر به فردی به غذا می‌دهد.

they sell canned brisling at the local market.

آنها بریسلین کنسروی را در بازار محلی می‌فروشند.

brisling is rich in omega-3 fatty acids.

بریس لینگ سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

cooking with brisling is easy and quick.

پخت و پز با بریسلین آسان و سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید