broadnesses

[ایالات متحده]/brɔːdnəsɪz/
[بریتانیا]/brodˈnɛsiz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت عریض بودن؛ بی‌ادبی یا خامی؛ سخاوت و تحمل.

عبارات و ترکیب‌ها

broadnesses offer

ارائه های گسترده

broadnesses exist

گسترده ها وجود دارند

broadnesses explore

گسترده ها کاوش می کنند

broadnesses grow

گسترده ها رشد می کنند

broadnesses show

گسترده ها نشان می دهند

broadnesses gain

گسترده ها به دست می آورند

broadnesses lead

گسترده ها هدایت می کنند

broadnesses view

گسترده ها می بینند

broadnesses meet

گسترده ها ملاقات می کنند

broadnesses shape

گسترده ها شکل می دهند

جملات نمونه

the broadnesses of the ocean are breathtaking.

گستردگی اقیانوس‌ها نفس‌گرفت‌کننده است.

we discussed the broadnesses of cultural diversity.

ما در مورد وسعت تنوع فرهنگی بحث کردیم.

the broadnesses of the landscape were mesmerizing.

وسعت مناظر چشم‌نواز بود.

her knowledge encompassed various broadnesses of science.

دانش او شامل وسعت‌های مختلف علمی بود.

he admired the broadnesses of the sky at sunset.

او به وسعت آسمان در هنگام غروب خورشید علاقه داشت.

the broadnesses of the topic made it hard to focus.

وسعت موضوع باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

they explored the broadnesses of human experience.

آنها وسعت تجربیات انسانی را کاوش کردند.

the broadnesses of her talents surprised everyone.

وسعت استعدادهای او همه را شگفت‌زده کرد.

understanding the broadnesses of history is essential.

درک وسعت تاریخ ضروری است.

the broadnesses of the discussion led to new insights.

وسعت بحث منجر به بینش‌های جدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید