Brock Lesnar
بروک لسار
Brock University
دانشگاه بروکل
Brockport
بروکپورت
Brock Turner
بروک ترنر
Alice Brock: You're a meathead - haven't you play-acted cop enough for one day?
آلیس بروک: تو مغز لق هستی - آیا امروز به اندازه کافی نقش پلیس را بازی نکردهای؟
Brock is a character in the Pokémon series.
بروک شخصیتی در سری پوکمون است.
She found a rare brock while hiking in the mountains.
او در حین پیادهروی در کوهها یک بروک کمیاب پیدا کرد.
The brock wall was covered in colorful graffiti art.
دیوار بروک با هنر گرافیتی رنگارنگ پوشیده شده بود.
The brock of gold glittered in the sunlight.
بروک طلایی در نور خورشید میدرخشید.
The brock of cheese was perfectly aged.
بروک پنیر به خوبی کهنه شده بود.
He used a brock to break the glass in case of emergency.
او از یک بروک برای شکستن شیشه در صورت بروز اضطرار استفاده کرد.
The brock pathway led through the lush forest.
مسیر بروک از میان جنگل سرسبز عبور میکرد.
The brock hit the window with a loud thud.
بروک با صدای مهیبی به پنجره برخورد کرد.
The brock formation was a natural wonder.
تشکیل بروک یک شگفتی طبیعی بود.
She skipped a brock across the surface of the lake.
او یک بروک را روی سطح دریاچه پرتاب کرد.
Brocks compared it to finding a 100m-year-old T rex bone. " It would also have a colour, it would be grey, or brown, but it would tell you nothing about what kind of skin colour a T rex had, " he said.
بروکز آن را به یافتن یک استخوان تیرکس 100 میلیون ساله تشبیه کرد. "همچنین رنگی هم داشت، خاکستری یا قهوهای میشد، اما هیچ چیز در مورد نوع رنگ پوست یک تیرکس به شما نمیگفت،" او گفت.
منبع: World New Knowledge Focus: ScienceBrock Lesnar
بروک لسار
Brock University
دانشگاه بروکل
Brockport
بروکپورت
Brock Turner
بروک ترنر
Alice Brock: You're a meathead - haven't you play-acted cop enough for one day?
آلیس بروک: تو مغز لق هستی - آیا امروز به اندازه کافی نقش پلیس را بازی نکردهای؟
Brock is a character in the Pokémon series.
بروک شخصیتی در سری پوکمون است.
She found a rare brock while hiking in the mountains.
او در حین پیادهروی در کوهها یک بروک کمیاب پیدا کرد.
The brock wall was covered in colorful graffiti art.
دیوار بروک با هنر گرافیتی رنگارنگ پوشیده شده بود.
The brock of gold glittered in the sunlight.
بروک طلایی در نور خورشید میدرخشید.
The brock of cheese was perfectly aged.
بروک پنیر به خوبی کهنه شده بود.
He used a brock to break the glass in case of emergency.
او از یک بروک برای شکستن شیشه در صورت بروز اضطرار استفاده کرد.
The brock pathway led through the lush forest.
مسیر بروک از میان جنگل سرسبز عبور میکرد.
The brock hit the window with a loud thud.
بروک با صدای مهیبی به پنجره برخورد کرد.
The brock formation was a natural wonder.
تشکیل بروک یک شگفتی طبیعی بود.
She skipped a brock across the surface of the lake.
او یک بروک را روی سطح دریاچه پرتاب کرد.
Brocks compared it to finding a 100m-year-old T rex bone. " It would also have a colour, it would be grey, or brown, but it would tell you nothing about what kind of skin colour a T rex had, " he said.
بروکز آن را به یافتن یک استخوان تیرکس 100 میلیون ساله تشبیه کرد. "همچنین رنگی هم داشت، خاکستری یا قهوهای میشد، اما هیچ چیز در مورد نوع رنگ پوست یک تیرکس به شما نمیگفت،" او گفت.
منبع: World New Knowledge Focus: Scienceلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید