broilings

[ایالات متحده]/ˈbrɔɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbraɪlɪŋz/

ترجمه

n. عمل کباب کردن یا کباب شدن؛ حالت گرمای شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

broilings rage

خشم‌های شعله‌ور

broilings rise

افزایش خشم‌ها

kitchen broilings

خشم‌های آشپزخانه

family broilings

خشم‌های خانوادگی

broilings cease

خشم‌ها متوقف می‌شوند

political broilings

خشم‌های سیاسی

broilings escalate

تشدید خشم‌ها

end broilings

پایان خشم‌ها

broilings spark

خشم‌ها جرقه می‌زنند

avoid broilings

از دامن زدن به خشم‌ها اجتناب کنید

جملات نمونه

broilings can add a smoky flavor to your dishes.

برشته کردن می تواند طعم دودی به غذاهای شما اضافه کند.

we enjoyed the broilings at the barbecue last night.

ما از برشته کردن در باربکیو شب گذشته لذت بردیم.

make sure to watch the broilings closely to avoid burning.

مطمئن شوید که برای جلوگیری از سوختن، برشته کردن را از نزدیک زیر نظر داشته باشید.

different broilings require different cooking times.

برشته کردن های مختلف به زمان های پخت مختلف نیاز دارند.

she loves experimenting with broilings in her kitchen.

او عاشق آزمایش برشته کردن در آشپزخانه خود است.

broilings are perfect for quick and healthy meals.

برشته کردن برای وعده های غذایی سریع و سالم عالی است.

he prefers broilings over frying for a healthier option.

او ترجیح می دهد بجای سرخ کردن، برشته کردن را به دلیل سالم تر بودن انتخاب کند.

learning the art of broilings can elevate your cooking skills.

یادگیری هنر برشته کردن می تواند مهارت های آشپزی شما را ارتقا دهد.

we should try different marinades for our broilings.

ما باید مارینادهای مختلف برای برشته کردن خود را امتحان کنیم.

broilings can be made with various types of meat and vegetables.

می توان برشته کردن را با انواع گوشت و سبزیجات تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید