charring

[ایالات متحده]/[ˈtʃɑːrɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈtʃɑːrɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند سوزاندن یا خاکستر کردن چیزی؛ عمل سوزاندن چوب.
v. فعل استمراری از char

عبارات و ترکیب‌ها

charring wood

سوختن چوب

charring flavor

طعم سوخته

charring grill

باربکیوی سوخته

charring edges

لبه‌های سوخته

charring effect

اثر سوختگی

charred remains

خاکستر باقی‌مانده

charring quickly

به سرعت سوخته شدن

charring surface

سطح سوخته

charring smell

بوی سوختگی

charring point

نقطه سوختگی

جملات نمونه

the steak had a nice charring on the edges.

گوشت استیک در لبه‌ها یک سرخ‌شدگی زیبا داشت.

be careful not to cause charring when grilling.

هنگام گریل کردن مراقب باشید که باعث سوختگی نشوید.

the marshmallows were charring slightly over the fire.

شیرینی‌های مارشمالو کمی روی آتش سوخته بودند.

we avoided charring the vegetables by lowering the heat.

ما با کاهش حرارت از سوختن سبزیجات جلوگیری کردیم.

the charring added a smoky flavor to the ribs.

سوختگی طعم دودی به گوشت بره اضافه کرد.

excessive charring indicates the food was overcooked.

سوختگی زیاد نشان می‌دهد که غذا بیش از حد پخته شده است.

the wood stove was producing a lot of charring.

اجاق گاز هیزمی مقدار زیادی سوختگی تولید می‌کرد.

a light charring is desirable for some barbecue dishes.

سوختگی ملایم برای برخی از غذاهای باربکیو مطلوب است.

the charring of the wood gave off a pleasant aroma.

سوختگی چوب عطر دلپذیری را آزاد کرد.

we cleaned the charring from the grill grates.

ما سوختگی را از توری گریل پاک کردیم.

the charring on the popcorn was a bit too much.

سوختگی روی ذرت بوده پاپ کمی زیاد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید