brooded

[ایالات متحده]/bruːdɪd/
[بریتانیا]/brʊdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تخم‌های جوجه‌کشی شده؛ به‌طور عمیق و طولانی تأمل کرد

عبارات و ترکیب‌ها

brooded over

نگاهی طولانی و فکر کردن

brooded about

نگاهی طولانی و فکر کردن درباره

brooded on

نگاهی طولانی و فکر کردن روی

brooded silently

به طور خاموش فکر کرد

brooded deeply

به طور عمیق فکر کرد

brooded quietly

به طور آرام فکر کرد

brooded alone

به تنهایی فکر کرد

brooded in silence

در سکوت فکر کرد

brooded in darkness

در تاریکی فکر کرد

brooded over time

در مورد زمان فکر کرد

جملات نمونه

he brooded over his mistakes for days.

او روزها در مورد اشتباهات خود فکر می‌کرد.

she brooded in silence, lost in her thoughts.

او در سکوت فکر می‌کرد، غرق در افکار خود.

the dark clouds brooded ominously over the town.

ابر‌های تیره به طور شوم بالای شهر جمع شده بودند.

he brooded about the future and what it held for him.

او در مورد آینده و آنچه برای او در نظر داشت فکر می‌کرد.

she brooded on the decision she had to make.

او در مورد تصمیمی که باید می‌گرفت فکر می‌کرد.

the artist brooded over his latest work.

هنرمند در مورد آخرین اثر خود فکر می‌کرد.

he often brooded when he was alone.

او اغلب وقتی تنها بود فکر می‌کرد.

they brooded about the consequences of their actions.

آنها در مورد عواقب اعمال خود فکر می‌کردند.

she brooded, contemplating her next move.

او فکر می‌کرد، در حال بررسی حرکت بعدی خود.

he brooded over the loss of his friend.

او در مورد از دست دادن دوستش فکر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید