budges

[ایالات متحده]/ˈbʌdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی حرکت کردن یا تغییر موقعیت دادن؛ به آرامی حرکت کردن؛ تغییر نظر دادن؛ یک امتیاز دادن

عبارات و ترکیب‌ها

no one budges

هیچ کس تکان نمی‌خورد

hardly budges

تقریباً تکان نمی‌خورد

budges an inch

کمی تکان می‌خورد

budges at all

اصلاً تکان می‌خورد

budges slightly

کمی تکان می‌خورد

never budges

هرگز تکان نمی‌خورد

budges a bit

کمی تکان می‌خورد

budges for nobody

برای هیچ کس تکان نمی‌خورد

budges in time

به موقع تکان می‌خورد

budges when pushed

وقتی هل می‌دهند تکان می‌خورد

جملات نمونه

she never budges from her decision once it's made.

او بعد از تصمیم‌گیری، هرگز کوتاه نمی‌آید.

the price of the item rarely budges during sales.

قیمت محصول به ندرت در حین فروش تغییر می‌کند.

he tried to persuade her, but she didn't budge an inch.

او سعی کرد او را متقاعد کند، اما او حتی یک وجب هم کوتاه نیامد.

only a few people budge when it comes to their beliefs.

فقط چند نفر در مورد باورهای خود کوتاه می‌آیند.

the negotiation was tough, but eventually, he budged.

مذاکره سخت بود، اما در نهایت او کوتاه آمد.

the cat won't budge from its sunny spot on the floor.

گربه از جای آفتابی خود روی زمین تکان نمی‌خورد.

she budged slightly to make room for her friend.

او کمی کنار رفت تا برای دوستش جا باز کند.

despite the cold, he refused to budge from his seat.

با وجود سرما، او از نشستنش کنار نیامد.

the team's strategy budged after the latest feedback.

استراتژی تیم پس از آخرین بازخورد تغییر کرد.

she budged on her stance after hearing new evidence.

او پس از شنیدن شواهد جدید، در موضع خود کوتاه آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید