no one budges
هیچ کس تکان نمیخورد
hardly budges
تقریباً تکان نمیخورد
budges an inch
کمی تکان میخورد
budges at all
اصلاً تکان میخورد
budges slightly
کمی تکان میخورد
never budges
هرگز تکان نمیخورد
budges a bit
کمی تکان میخورد
budges for nobody
برای هیچ کس تکان نمیخورد
budges in time
به موقع تکان میخورد
budges when pushed
وقتی هل میدهند تکان میخورد
she never budges from her decision once it's made.
او بعد از تصمیمگیری، هرگز کوتاه نمیآید.
the price of the item rarely budges during sales.
قیمت محصول به ندرت در حین فروش تغییر میکند.
he tried to persuade her, but she didn't budge an inch.
او سعی کرد او را متقاعد کند، اما او حتی یک وجب هم کوتاه نیامد.
only a few people budge when it comes to their beliefs.
فقط چند نفر در مورد باورهای خود کوتاه میآیند.
the negotiation was tough, but eventually, he budged.
مذاکره سخت بود، اما در نهایت او کوتاه آمد.
the cat won't budge from its sunny spot on the floor.
گربه از جای آفتابی خود روی زمین تکان نمیخورد.
she budged slightly to make room for her friend.
او کمی کنار رفت تا برای دوستش جا باز کند.
despite the cold, he refused to budge from his seat.
با وجود سرما، او از نشستنش کنار نیامد.
the team's strategy budged after the latest feedback.
استراتژی تیم پس از آخرین بازخورد تغییر کرد.
she budged on her stance after hearing new evidence.
او پس از شنیدن شواهد جدید، در موضع خود کوتاه آمد.
no one budges
هیچ کس تکان نمیخورد
hardly budges
تقریباً تکان نمیخورد
budges an inch
کمی تکان میخورد
budges at all
اصلاً تکان میخورد
budges slightly
کمی تکان میخورد
never budges
هرگز تکان نمیخورد
budges a bit
کمی تکان میخورد
budges for nobody
برای هیچ کس تکان نمیخورد
budges in time
به موقع تکان میخورد
budges when pushed
وقتی هل میدهند تکان میخورد
she never budges from her decision once it's made.
او بعد از تصمیمگیری، هرگز کوتاه نمیآید.
the price of the item rarely budges during sales.
قیمت محصول به ندرت در حین فروش تغییر میکند.
he tried to persuade her, but she didn't budge an inch.
او سعی کرد او را متقاعد کند، اما او حتی یک وجب هم کوتاه نیامد.
only a few people budge when it comes to their beliefs.
فقط چند نفر در مورد باورهای خود کوتاه میآیند.
the negotiation was tough, but eventually, he budged.
مذاکره سخت بود، اما در نهایت او کوتاه آمد.
the cat won't budge from its sunny spot on the floor.
گربه از جای آفتابی خود روی زمین تکان نمیخورد.
she budged slightly to make room for her friend.
او کمی کنار رفت تا برای دوستش جا باز کند.
despite the cold, he refused to budge from his seat.
با وجود سرما، او از نشستنش کنار نیامد.
the team's strategy budged after the latest feedback.
استراتژی تیم پس از آخرین بازخورد تغییر کرد.
she budged on her stance after hearing new evidence.
او پس از شنیدن شواهد جدید، در موضع خود کوتاه آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید