buffooneries

[ایالات متحده]/ˈbʌfəˌnɛri/
[بریتانیا]/ˈbʌfənəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا سخن یک دلقک؛ اقدامات و کلمات مضحک یا احمقانه.

عبارات و ترکیب‌ها

comedic buffoonery

خنده دار و مضحک

political buffoonery

مضحکه‌پردازی سیاسی

childish buffoonery

کودکانه و مضحک

outrageous buffoonery

مضحکه‌پردازی جسورانه

schoolyard buffoonery

مضحکه‌پردازی مدرسه ای

drunken buffoonery

مضحکه‌پردازی مستانه

classic buffoonery

مضحکه‌پردازی کلاسیک

absurd buffoonery

مضحکه‌پردازی پوچ

slapstick buffoonery

مضحکه‌پردازی خنده‌دار

endless buffoonery

مضحکه‌پردازی بی‌پایان

جملات نمونه

the comedian's buffoonery delighted the audience.

خُبَزفُزاییِ کمدین باعث خوشحالیِ مخاطبان شد.

his buffoonery during the meeting was unprofessional.

خُبَزفُزاییِ او در طول جلسه غیرحرفه‌ای بود.

she couldn't tolerate his constant buffoonery.

او نمی‌توانست خُبَزفُزاییِ او را تحمل کند.

the movie was filled with buffoonery and slapstick humor.

فیلم پر از خُبَزفُزایی و طنز اغراق‌آمیز بود.

his buffoonery often got him into trouble.

خُبَزفُزاییِ او اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

buffoonery is not always appreciated in serious discussions.

خُبَزفُزایی همیشه در بحث‌های جدی مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.

the child's buffoonery brought laughter to the party.

خُبَزفُزاییِ کودک خنده را به مهمانی آورد.

buffoonery can sometimes lighten the mood in tense situations.

خُبَزفُزایی گاهی اوقات می‌تواند حال و هوای اوضاع را در شرایط پرتنش آرام کند.

his buffoonery was met with mixed reactions from the crowd.

خُبَزفُزاییِ او با واکنش‌های متضاد از سوی جمعیت مواجه شد.

she enjoyed his buffoonery, finding it refreshing.

او از خُبَزفُزاییِ او لذت برد و آن را نشاط‌بخش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید