| جمع | bugges |
bugger it
پرسیان_ترجمه
bugger all
پرسیان_ترجمه
bugger off
پرسیان_ترجمه
bugger that
پرسیان_ترجمه
bugger me
پرسیان_ترجمه
buggered up
پرسیان_ترجمه
bloody bugger
پرسیان_ترجمه
silly bugger
پرسیان_ترجمه
lucky bugger
پرسیان_ترجمه
poor bugger
پرسیان_ترجمه
the software has a bugge that needs fixing.
نرمافزار یک باگ دارد که نیاز به تعمیر دارد.
i think i caught a bugge from my colleague.
من فکر میکنم یک باگ از همکارم گرفتهام.
the computer started to bugge after the update.
کامپیوتر پس از بهروزرسانی شروع به باگ کردن کرد.
she got the photography bugge last summer.
او سال گذشته علیرغم علاقهای به عکاسی دچار باگ شد.
there's a nasty bugge going around the office.
یک باگ ناخوشایند در اداره گردش میکند.
the bugge in the system caused a crash.
باگ در سیستم باعث ایجاد خطا شد.
developers are working to patch the bugge.
توسعهدهندگان در حال کار برای رفع باگ هستند.
i reported the bugge to technical support.
من باگ را به پشتیبانی فنی گزارش دادم.
a tiny bugge crawled across the leaf.
یک باگ کوچک روی برگ حرکت کرد.
the bugge was discovered during testing.
باگ در حین تست کشف شد.
he decided to bugge out of the meeting early.
او تصمیم گرفت زودتر از جلسه خارج شود.
don't let the bugge bite you this winter.
این زمستان باگ را نگذارید روی شما بزند.
bugger it
پرسیان_ترجمه
bugger all
پرسیان_ترجمه
bugger off
پرسیان_ترجمه
bugger that
پرسیان_ترجمه
bugger me
پرسیان_ترجمه
buggered up
پرسیان_ترجمه
bloody bugger
پرسیان_ترجمه
silly bugger
پرسیان_ترجمه
lucky bugger
پرسیان_ترجمه
poor bugger
پرسیان_ترجمه
the software has a bugge that needs fixing.
نرمافزار یک باگ دارد که نیاز به تعمیر دارد.
i think i caught a bugge from my colleague.
من فکر میکنم یک باگ از همکارم گرفتهام.
the computer started to bugge after the update.
کامپیوتر پس از بهروزرسانی شروع به باگ کردن کرد.
she got the photography bugge last summer.
او سال گذشته علیرغم علاقهای به عکاسی دچار باگ شد.
there's a nasty bugge going around the office.
یک باگ ناخوشایند در اداره گردش میکند.
the bugge in the system caused a crash.
باگ در سیستم باعث ایجاد خطا شد.
developers are working to patch the bugge.
توسعهدهندگان در حال کار برای رفع باگ هستند.
i reported the bugge to technical support.
من باگ را به پشتیبانی فنی گزارش دادم.
a tiny bugge crawled across the leaf.
یک باگ کوچک روی برگ حرکت کرد.
the bugge was discovered during testing.
باگ در حین تست کشف شد.
he decided to bugge out of the meeting early.
او تصمیم گرفت زودتر از جلسه خارج شود.
don't let the bugge bite you this winter.
این زمستان باگ را نگذارید روی شما بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید