bumf

[ایالات متحده]/bʌmf/
[بریتانیا]/bʌm f/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالب نوشتاری یا چاپی بی‌اهمیت؛ کاغذ؛ مدارک رسمی
Word Forms
جمعbumfs

عبارات و ترکیب‌ها

bumf on

حاشیه های غیر ضروری

bunch of bumf

مقدار زیادی از کاغذبازی

useless bumf

کاغذبازی بی فایده

read the bumf

کاغذبازی را بخوان

pile of bumf

انبوهی از کاغذبازی

bumf paperwork

کاغذبازی

more bumf

بیشتر کاغذبازی

cut the bumf

کاهش کاغذبازی

bumf details

جزئیات کاغذبازی

excess bumf

کاغذبازی اضافی

جملات نمونه

all this bumf is just a waste of paper.

همه این کاغذبازی فقط اتلاف وقت و کاغذ است.

i can't make sense of this bumf.

من نمی‌توانم منظور این کاغذبازی را بفهمم.

he handed me a pile of bumf to read.

او یک دسته کاغذبازی برای خواندن به من داد.

stop filling my inbox with bumf.

دیگر از ارسال کاغذبازی به صندوق ورودی من خودداری کنید.

this bumf is irrelevant to our discussion.

این کاغذبازی برای بحث ما نامربوط است.

she always talks a lot of bumf.

او همیشه خیلی زیاد حرف‌های بی‌معنی می‌گوید.

don't believe all the bumf you read online.

به همه کاغذبازی که آنلاین می‌خوانید اعتماد نکنید.

we have to sift through the bumf to find the facts.

ما باید از میان کاغذبازی‌ها عبور کنیم تا حقایق را پیدا کنیم.

he tends to write a lot of bumf in his reports.

او معمولاً زیاد کاغذبازی در گزارش‌های خود می‌نویسد.

there's too much bumf in this brochure.

در این بروشور کاغذبازی زیادی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید