these bumptious young boys today.
این پسران جوان امروز بسیار خودخواهانه هستند.
be bumptious over one's inferiors
برتر از کسانی که از شما پست تر هستند، خودخواه باشید.
The most vital quality a soldier can possess is self - confidence, utter, complete and bumptious (George S.Patton.
حیاتی ترین ویژگی که یک سرباز می تواند داشته باشد اعتماد به نفس، کامل و خودخواهانه است (جرج اس پاتون).
He is known for his bumptious attitude in meetings.
او به خاطر رفتار خودخواهانه اش در جلسات معروف است.
Her bumptious behavior often annoys her colleagues.
رفتار خودخواهانه او اغلب همکارانش را آزار می دهد.
The bumptious new intern rubbed everyone the wrong way.
کارآموز جدید خودخواه همه را ناراحت کرد.
His bumptious remarks offended many people.
اظهارات خودخواهانه او بسیاری از مردم را ناراحت کرد.
She has a bumptious personality that can be off-putting.
او شخصیتی خودخواهانه دارد که می تواند ناخوشایند باشد.
The bumptious customer demanded special treatment.
مشتری خودخواه خواستار رفتار ویژه شد.
His bumptious nature often leads to conflicts with others.
طبع خودخواهانه او اغلب منجر به درگیری با دیگران می شود.
The bumptious actor thought he was above everyone else.
بازیگر خودخواه فکر کرد که از همه بالاتر است.
She needs to tone down her bumptious behavior.
او باید رفتار خودخواهانه اش را کاهش دهد.
His bumptious attitude cost him the promotion.
حرف و عمل خودخواهانه او باعث از دست دادن ترفیع او شد.
these bumptious young boys today.
این پسران جوان امروز بسیار خودخواهانه هستند.
be bumptious over one's inferiors
برتر از کسانی که از شما پست تر هستند، خودخواه باشید.
The most vital quality a soldier can possess is self - confidence, utter, complete and bumptious (George S.Patton.
حیاتی ترین ویژگی که یک سرباز می تواند داشته باشد اعتماد به نفس، کامل و خودخواهانه است (جرج اس پاتون).
He is known for his bumptious attitude in meetings.
او به خاطر رفتار خودخواهانه اش در جلسات معروف است.
Her bumptious behavior often annoys her colleagues.
رفتار خودخواهانه او اغلب همکارانش را آزار می دهد.
The bumptious new intern rubbed everyone the wrong way.
کارآموز جدید خودخواه همه را ناراحت کرد.
His bumptious remarks offended many people.
اظهارات خودخواهانه او بسیاری از مردم را ناراحت کرد.
She has a bumptious personality that can be off-putting.
او شخصیتی خودخواهانه دارد که می تواند ناخوشایند باشد.
The bumptious customer demanded special treatment.
مشتری خودخواه خواستار رفتار ویژه شد.
His bumptious nature often leads to conflicts with others.
طبع خودخواهانه او اغلب منجر به درگیری با دیگران می شود.
The bumptious actor thought he was above everyone else.
بازیگر خودخواه فکر کرد که از همه بالاتر است.
She needs to tone down her bumptious behavior.
او باید رفتار خودخواهانه اش را کاهش دهد.
His bumptious attitude cost him the promotion.
حرف و عمل خودخواهانه او باعث از دست دادن ترفیع او شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید