bunche

[ایالات متحده]/ˈbʌnʃiː/
[بریتانیا]/ˈbʌnʃiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از چیزها که بسته یا به هم گره خورده‌اند.
Word Forms
جمعbunches

عبارات و ترکیب‌ها

bunche of flowers

گلدان گل

bunche of grapes

خوشه‌ی انگور

bunche of keys

سرویس کلید

bunche of bananas

خوشه‌ی موز

bunche of herbs

خوشه‌ی سبزیجات

bunche of carrots

خوشه‌ی هویج

bunche of celery

خوشه‌ی کرفس

bunche of parsley

خوشه‌ی جعفری

bunche of spinach

خوشه‌ی اسفناج

جملات نمونه

she decided to bunche her studies with a part-time job.

او تصمیم گرفت تحصیلات خود را با یک کار پاره وقت ترکیب کند.

he always tries to bunche his workouts with social activities.

او همیشه سعی می کند تمرینات خود را با فعالیت های اجتماعی ترکیب کند.

we can bunche our errands to save time.

ما می توانیم کارهایمان را ترکیب کنیم تا در وقت صرفه جویی کنیم.

she loves to bunche her travel plans with cultural experiences.

او عاشق ترکیب برنامه های سفرش با تجربیات فرهنگی است.

it's helpful to bunche similar tasks to improve efficiency.

ترکیب وظایف مشابه برای بهبود کارایی مفید است.

they decided to bunche their meetings to avoid conflicts.

آنها تصمیم گرفتند جلسات خود را ترکیب کنند تا از تداخل جلوگیری کنند.

you can bunche your lessons for better retention.

شما می توانید درس های خود را برای حفظ بهتر ترکیب کنید.

he prefers to bunche his hobbies into one weekend.

او ترجیح می دهد سرگرمی های خود را در یک آخر هفته ترکیب کند.

let's bunche our resources to achieve our goals.

بیایید منابع خود را برای دستیابی به اهدافمان ترکیب کنیم.

she likes to bunche her shopping trips with lunch outings.

او دوست دارد سفرهای خرید خود را با گشت و گذار ناهار ترکیب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید