bunghole

[ایالات متحده]/ˈbʌŋ.həʊl/
[بریتانیا]/ˈbʌŋˌhoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوراخ در پایین یک بشکه یا ظرف برای ریختن محتویات.
شکل‌های واژه
جمعbungholes

عبارات و ترکیب‌ها

big bunghole

سوراخ بزرگ

bunghole cap

درب سوراخ

bunghole plug

دوش سوراخ

bunghole opening

باز شدن سوراخ

bunghole barrel

دیگ سوراخ

bunghole repair

تعمیر سوراخ

bunghole tool

ابزار سوراخ

bunghole inspection

بازرسی سوراخ

bunghole fitting

اتصال سوراخ

bunghole design

طراحی سوراخ

جملات نمونه

he stumbled upon a hidden bunghole in the old barn.

او به طور تصادفی با یک سوراخ مخفی در انبار قدیمی برخورد کرد.

the plumber fixed the leak near the bunghole of the barrel.

لوله کش نشتی نزدیک سوراخ بشکه را تعمیر کرد.

make sure the bunghole is sealed tightly to prevent spills.

مطمئن شوید که سوراخ به خوبی مهر و موم شده باشد تا از نشت جلوگیری شود.

the wine flows smoothly from the bunghole when tapped.

هنگامی که ضربه می زنید، شراب به راحتی از سوراخ خارج می شود.

he carefully inspected the bunghole for any signs of damage.

او به دقت سوراخ را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

after fermentation, the bunghole needs to be covered properly.

پس از تخمیر، سوراخ باید به درستی پوشانده شود.

she used a cork to plug the bunghole after pouring the liquid.

او از یک درب برای مسدود کردن سوراخ پس از ریختن مایع استفاده کرد.

during the inspection, they found the bunghole was too loose.

در طول بازرسی، آنها متوجه شدند که سوراخ خیلی شل است.

he labeled the barrel, indicating the bunghole's position.

او بشکه را برچسب زد و موقعیت سوراخ را نشان داد.

the bunghole design allows for easy access to the contents.

طراحی سوراخ امکان دسترسی آسان به محتویات را فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید