top bunks
طبقات بالا
bottom bunks
طبقات پایین
bunks beds
تخت خواب ها
shared bunks
تخت خواب های مشترک
bunks room
اتاق خواب ها
bunks area
فضای تخت خواب ها
bunks setup
چیدمان تخت خواب ها
bunks style
سبک تخت خواب ها
bunks space
فضای تخت خواب ها
bunks layout
چیدمان تخت خواب ها
the children slept in their bunks during summer camp.
کودکان در طول تعطیلات تابستانی در bunk های خود میخوابیدند.
he climbed up to the top bunk to grab his book.
او برای برداشتن کتابش به bunk بالایی رفت.
they built a fort using their bunks and blankets.
آنها با استفاده از bunk و پتوهای خود یک قلعه ساختند.
each bunk had its own reading light for nighttime.
هر bunk دارای چراغ مطالعه مخصوص شب بود.
she prefers the bottom bunk because it's easier to get in and out.
او bunk پایین را ترجیح میدهد زیرا رفت و آمد از آن آسانتر است.
the dormitory had rows of bunks for the students.
خوابگاه دارای ردیفی bunk برای دانش آموزان بود.
he organized his belongings neatly under his bunk.
او وسایل خود را به طور مرتب زیر bunk خود مرتب کرد.
they took turns choosing who would sleep in the top bunk.
آنها نوبتنوبت انتخاب میکردند چه کسی در bunk بالایی میخوابد.
the bunks were comfortable enough for a good night's sleep.
bunk ها به اندازه کافی راحت بودند که بتوانید یک شب خوب بخوابید.
after the renovation, the bunks looked brand new.
پس از بازسازی، bunk ها کاملاً نو به نظر میرسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید