bunks

[ایالات متحده]/bʌŋks/
[بریتانیا]/bəŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخت یا فضای خواب، معمولاً در یک کشتی، قطار یا هواپیما.; جمع بُنک; یک جای خواب در کشتی یا قطار، به ویژه یکی در یک ردیف در امتداد دیوار
v. [اسلنگ آمریکایی] کسی را فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

top bunks

طبقات بالا

bottom bunks

طبقات پایین

bunks beds

تخت خواب ها

shared bunks

تخت خواب های مشترک

bunks room

اتاق خواب ها

bunks area

فضای تخت خواب ها

bunks setup

چیدمان تخت خواب ها

bunks style

سبک تخت خواب ها

bunks space

فضای تخت خواب ها

bunks layout

چیدمان تخت خواب ها

جملات نمونه

the children slept in their bunks during summer camp.

کودکان در طول تعطیلات تابستانی در bunk های خود می‌خوابیدند.

he climbed up to the top bunk to grab his book.

او برای برداشتن کتابش به bunk بالایی رفت.

they built a fort using their bunks and blankets.

آنها با استفاده از bunk و پتوهای خود یک قلعه ساختند.

each bunk had its own reading light for nighttime.

هر bunk دارای چراغ مطالعه مخصوص شب بود.

she prefers the bottom bunk because it's easier to get in and out.

او bunk پایین را ترجیح می‌دهد زیرا رفت و آمد از آن آسان‌تر است.

the dormitory had rows of bunks for the students.

خوابگاه دارای ردیفی bunk برای دانش آموزان بود.

he organized his belongings neatly under his bunk.

او وسایل خود را به طور مرتب زیر bunk خود مرتب کرد.

they took turns choosing who would sleep in the top bunk.

آنها نوبت‌نوبت انتخاب می‌کردند چه کسی در bunk بالایی می‌خوابد.

the bunks were comfortable enough for a good night's sleep.

bunk ها به اندازه کافی راحت بودند که بتوانید یک شب خوب بخوابید.

after the renovation, the bunks looked brand new.

پس از بازسازی، bunk ها کاملاً نو به نظر می‌رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید