bureaucratese language
زبان بوروکراسی
bureaucratese jargon
اصطلاحات بوروکراتیک
bureaucratese style
سبک بوروکراتیک
bureaucratese speak
گفتار بوروکراتیک
bureaucratese terms
اصطلاحات بوروکراتیک
bureaucratese documents
اسناد بوروکراتیک
bureaucratese phrases
عبارات بوروکراتیک
bureaucratese communication
ارتباطات بوروکراتیک
bureaucratese definitions
تعاریف بوروکراتیک
bureaucratese writing
نگارش بوروکراتیک
bureaucratese often obscures the main message.
زبان بوروکراتیک اغلب پیام اصلی را پنهان میکند.
many people find bureaucratese difficult to understand.
بسیاری از مردم زبان بوروکراتیک را درک کردن آن را دشوار میدانند.
the report was filled with bureaucratese jargon.
گزارش پر از اصطلاحات بوروکراتیک بود.
we need to simplify the bureaucratese in our documents.
ما باید زبان بوروکراتیک را در اسناد خود ساده کنیم.
critics argue that bureaucratese alienates the public.
منتقدان استدلال میکنند که زبان بوروکراتیک مردم را بیگانه میکند.
the presentation was full of bureaucratese and lacked clarity.
ارائه مملو از زبان بوروکراتیک بود و فاقد وضوح بود.
using bureaucratese can hinder effective communication.
استفاده از زبان بوروکراتیک میتواند ارتباط موثر را مختل کند.
she tried to avoid bureaucratese in her writing.
او سعی کرد از زبان بوروکراتیک در نوشته های خود اجتناب کند.
his speech was criticized for being too bureaucratese.
سخنرانی او به خاطر بیش از حد بوروکراتیک بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
translating bureaucratese into plain language is essential.
ترجمه زبان بوروکراتیک به زبان ساده ضروری است.
bureaucratese language
زبان بوروکراسی
bureaucratese jargon
اصطلاحات بوروکراتیک
bureaucratese style
سبک بوروکراتیک
bureaucratese speak
گفتار بوروکراتیک
bureaucratese terms
اصطلاحات بوروکراتیک
bureaucratese documents
اسناد بوروکراتیک
bureaucratese phrases
عبارات بوروکراتیک
bureaucratese communication
ارتباطات بوروکراتیک
bureaucratese definitions
تعاریف بوروکراتیک
bureaucratese writing
نگارش بوروکراتیک
bureaucratese often obscures the main message.
زبان بوروکراتیک اغلب پیام اصلی را پنهان میکند.
many people find bureaucratese difficult to understand.
بسیاری از مردم زبان بوروکراتیک را درک کردن آن را دشوار میدانند.
the report was filled with bureaucratese jargon.
گزارش پر از اصطلاحات بوروکراتیک بود.
we need to simplify the bureaucratese in our documents.
ما باید زبان بوروکراتیک را در اسناد خود ساده کنیم.
critics argue that bureaucratese alienates the public.
منتقدان استدلال میکنند که زبان بوروکراتیک مردم را بیگانه میکند.
the presentation was full of bureaucratese and lacked clarity.
ارائه مملو از زبان بوروکراتیک بود و فاقد وضوح بود.
using bureaucratese can hinder effective communication.
استفاده از زبان بوروکراتیک میتواند ارتباط موثر را مختل کند.
she tried to avoid bureaucratese in her writing.
او سعی کرد از زبان بوروکراتیک در نوشته های خود اجتناب کند.
his speech was criticized for being too bureaucratese.
سخنرانی او به خاطر بیش از حد بوروکراتیک بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
translating bureaucratese into plain language is essential.
ترجمه زبان بوروکراتیک به زبان ساده ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید