| جمع | officialeses |
officialese language
زبان رسمی
officialese style
سبک رسمی
officialese jargon
واژگان تخصصی رسمی
officialese document
سند رسمی
officialese tone
لحن رسمی
officialese terms
اصطلاحات رسمی
officialese phrases
عبارات رسمی
officialese writing
نگارش رسمی
officialese communication
ارتباطات رسمی
officialese guidelines
دستورالعملهای رسمی
officialese can often make simple messages seem complicated.
زبان رسمی اغلب میتواند پیامهای ساده را پیچیده جلوه دهد.
many people find officialese difficult to understand.
بسیاری از مردم زبان رسمی را درک کردن آن را دشوار میدانند.
he wrote the report in officialese, making it hard to read.
او گزارش را به زبان رسمی نوشت و خواندن آن را دشوار کرد.
officialese is often criticized for its lack of clarity.
زبان رسمی اغلب به دلیل فقدان وضوح مورد انتقاد قرار میگیرد.
the document was filled with officialese jargon.
سند پر از اصطلاحات تخصصی زبان رسمی بود.
translating officialese into plain language is essential.
ترجمه زبان رسمی به زبان ساده ضروری است.
she prefers straightforward communication over officialese.
او ترجیح میدهد به جای زبان رسمی، ارتباطی مستقیم و ساده داشته باشد.
reducing officialese can improve public understanding.
کاهش زبان رسمی میتواند درک عمومی را بهبود بخشد.
officialese often alienates the general public.
زبان رسمی اغلب مردم عادی را بیگانه میکند.
he avoided using officialese in his speech.
او از استفاده از زبان رسمی در سخنرانی خود خودداری کرد.
officialese language
زبان رسمی
officialese style
سبک رسمی
officialese jargon
واژگان تخصصی رسمی
officialese document
سند رسمی
officialese tone
لحن رسمی
officialese terms
اصطلاحات رسمی
officialese phrases
عبارات رسمی
officialese writing
نگارش رسمی
officialese communication
ارتباطات رسمی
officialese guidelines
دستورالعملهای رسمی
officialese can often make simple messages seem complicated.
زبان رسمی اغلب میتواند پیامهای ساده را پیچیده جلوه دهد.
many people find officialese difficult to understand.
بسیاری از مردم زبان رسمی را درک کردن آن را دشوار میدانند.
he wrote the report in officialese, making it hard to read.
او گزارش را به زبان رسمی نوشت و خواندن آن را دشوار کرد.
officialese is often criticized for its lack of clarity.
زبان رسمی اغلب به دلیل فقدان وضوح مورد انتقاد قرار میگیرد.
the document was filled with officialese jargon.
سند پر از اصطلاحات تخصصی زبان رسمی بود.
translating officialese into plain language is essential.
ترجمه زبان رسمی به زبان ساده ضروری است.
she prefers straightforward communication over officialese.
او ترجیح میدهد به جای زبان رسمی، ارتباطی مستقیم و ساده داشته باشد.
reducing officialese can improve public understanding.
کاهش زبان رسمی میتواند درک عمومی را بهبود بخشد.
officialese often alienates the general public.
زبان رسمی اغلب مردم عادی را بیگانه میکند.
he avoided using officialese in his speech.
او از استفاده از زبان رسمی در سخنرانی خود خودداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید