burgling

[ایالات متحده]/ˈbɜːrɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝːɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ورود غیرقانونی به یک ساختمان برای دزدیدن اشیاء

عبارات و ترکیب‌ها

burgling suspect

متهم سرقت

burgling tools

ابزار سرقت

burgling incident

واقعه سرقت

burgling charge

اتهام سرقت

burgling case

موارد سرقت

burgling report

گزارش سرقت

burgling alarm

آژیر سرقت

burgling spree

سری سرقت

burgling activity

فعالیت سرقت

burgling crime

جرایم سرقت

جملات نمونه

the police caught him burgling a house last night.

پلیس او را در حال سرقت از یک خانه شب گذشته دستگیر کرد.

burgling is a serious crime that can lead to imprisonment.

سرقت یک جرم جدی است که می تواند منجر به زندان شود.

she was terrified when she realized someone was burgling her home.

او وقتی متوجه شد کسی در حال سرقت از خانه اوست، وحشت کرد.

he was arrested for burgling several shops in the area.

او به اتهام سرقت از چندین مغازه در آن منطقه دستگیر شد.

they installed a security system to prevent burgling.

آنها یک سیستم امنیتی برای جلوگیری از سرقت نصب کردند.

burgling often leads to a loss of personal belongings.

سرقت اغلب منجر به از دست دادن وسایل شخصی می شود.

many neighborhoods have formed watch groups to deter burgling.

محله های زیادی گروه های مراقبت تشکیل داده اند تا از سرقت جلوگیری کنند.

he admitted to burgling homes out of desperation.

او به دلیل ناامیدی به سرقت رفتن خانه ها اعتراف کرد.

after burgling the house, he fled the scene quickly.

پس از سرقت از خانه، او به سرعت از صحنه فرار کرد.

community awareness programs help reduce burgling incidents.

برنامه های آگاهی رسانی جامعه به کاهش حوادث سرقت کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید