burnisher

[ایالات متحده]/ˈbɜːrnɪʃər/
[بریتانیا]/ˈbɝnɪʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای صیقل دادن یا درخشان کردن سطوح با مالش استفاده می‌شود؛ شخصی که سطوح را صیقل می‌دهد یا درخشان می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

wood burnisher

ξύλι burnisher

metal burnisher

فلزی burnisher

burnisher tool

ابزار burnisher

burnisher pad

پد burnisher

automatic burnisher

burnisher خودکار

handheld burnisher

burnisher دستی

burnisher machine

ماشین burnisher

burnisher finish

پایان burnisher

burnisher technique

تکنیک burnisher

burnisher application

کاربرد burnisher

جملات نمونه

the burnisher is essential for achieving a smooth finish.

برق‌زن برای دستیابی به یک سطح صاف ضروری است.

she used a burnisher to enhance the luster of the wood.

او از یک برق‌زن برای افزایش درخشندگی چوب استفاده کرد.

a skilled artisan knows how to use a burnisher effectively.

یک صنعتگر ماهر می‌داند چگونه از یک برق‌زن به طور مؤثر استفاده کند.

after sanding, i applied a burnisher to the surface.

پس از سنباده زدن، من یک برق‌زن را روی سطح اعمال کردم.

the burnisher helped to bring out the grain of the metal.

برق‌زن به بیرون آوردن طرح فلز کمک کرد.

using a burnisher can improve the quality of your artwork.

استفاده از یک برق‌زن می‌تواند کیفیت آثار هنری شما را بهبود بخشد.

he polished the leather with a burnisher for a shiny look.

او چرم را با یک برق‌زن برای داشتن ظاهری براق، صیقل داد.

burnishers come in various shapes and sizes for different tasks.

برق‌زن‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف برای انجام وظایف مختلف وجود دارند.

to finish the project, i need a burnisher to refine the edges.

برای اتمام پروژه، به یک برق‌زن برای اصلاح لبه‌ها نیاز دارم.

burnishers are commonly used in bookbinding and printmaking.

برق‌زن‌ها معمولاً در صحافی و چاپ‌سازی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید