burnoose

[ایالات متحده]/bɜːrnʊs/
[بریتانیا]/bərˈnuːs/

ترجمه

n. نوعی کلاهی که اغلب در خاورمیانه و شمال آفریقا پوشیده می‌شود.
Word Forms
جمعburnooses

عبارات و ترکیب‌ها

burnoose style

سبک برنووز

wear a burnoose

برنووز بپوشید

traditional burnoose

برنووز سنتی

burnoose fashion

مد برنووز

burnoose design

طراحی برنووز

burnoose fabric

پارچه برنووز

burnoose color

رنگ برنووز

burnoose pattern

الگوی برنووز

burnoose outfit

لباس برنووز

burnoose culture

فرهنگ برنووز

جملات نمونه

he wore a traditional burnoose during the festival.

او یک برنووز سنتی به تن کرد در طول جشنواره.

the burnoose is often associated with north african culture.

برنووز اغلب با فرهنگ شمال آفریقا مرتبط است.

she admired the intricate patterns on the burnoose.

او به الگوهای پیچیده روی برنووز علاقه مند بود.

many men in the desert wear a burnoose for protection against the sun.

بسیاری از مردان در صحرا برای محافظت در برابر آفتاب یک برنووز می پوشند.

the burnoose is a symbol of identity for many tribes.

برنووز نماد هویت برای بسیاری از قبایل است.

he wrapped the burnoose around himself for warmth.

او برای گرم شدن برنووز را دور خود پیچید.

during the ceremony, he donned a ceremonial burnoose.

در طول مراسم، او یک برنووز تشریفاتی به تن کرد.

the burnoose is made from lightweight fabric for comfort.

برنووز از پارچه سبک برای راحتی ساخته شده است.

she learned how to properly wear a burnoose.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک برنووز بپوشد.

in the market, colorful burnooses were on display.

در بازار، برنووزهای رنگارنگ به نمایش گذاشته شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید