burundukis

[ایالات متحده]/bəˈruːnduːkiːz/
[بریتانیا]/bəˈruːnduːkiz/

ترجمه

n. بوروندوقی (شکل جمع) - یک نام مکان در روسیه

جملات نمونه

the burundukis gathered in the village square for a meeting.

بروندوقی‌ها در میدان روستا جمع شدند تا یک جلسه برگزار کنند.

local burundukis opposed the construction of the new factory.

بروندوقی‌های محلی ساخت کارخانه جدید را مخالفت کردند.

many burundukis rely on agriculture for their livelihood.

بسیاری از برون دوقی‌ها به کشاورزی برای حیات خود وابسته‌اند.

the burundukis celebrated the harvest festival with great enthusiasm.

بروندوقی‌ها با شور و شعف جشن بازده را جشن گرفتند.

burundukis complain that the road conditions are terrible.

بروندوقی‌ها شکایت می‌کنند که شرایط جاده‌ها بسیار بد است.

young burundukis are moving to the city in search of work.

بروندوقی‌های جوان به شهر می‌روند تا کار بیابند.

the organization helped the burundukis dig a new well.

سازمان به برون دوقی‌ها کمک کرد تا چاه جدیدی حفر کنند.

most burundukis in this region speak a distinct dialect.

بیشتر برون دوقی‌های این منطقه یک لهجه متمایز را می‌گویند.

the burundukis welcomed the tourists with traditional songs.

بروندوقی‌ها با آوازهای سنتی گردشگران را خوش آمد گفتند.

health workers provided free checkups to the burundukis.

کارکنان بهداشتی بازدیدهای رایگانی را به برون دوقی‌ها ارائه دادند.

the burundukis elected a new leader to represent them.

بروندوقی‌ها یک رهبر جدید را انتخاب کردند تا آن‌ها را نمایندگی کنند.

during the drought, the burundukis shared their water supply.

در زمان خشکسالی، برون دوقی‌ها از منابع آب خود به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید