bushies

[ایالات متحده]/ˈbʊʃi/
[بریتانیا]/ˈbʊʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور متراکم پوشیده شده با بوته‌ها; ضخیم; پشمالو.

عبارات و ترکیب‌ها

bushy eyebrows

ابروهای پرپشت

bushy hair

موهای پرپشت

جملات نمونه

a dense, bushy plant.

یک گیاه متراکم و انبوه

a bushy head of hair.

یک سر موی انبوه

He had thick bushy eyebrows.

او ابروهای ضخیم و انبوه داشت.

a craggy face with deep-set eyes and bushy brows

یک چهره ناهموار با چشم‌های فرورفته و ابروهای انبوه

She came in to see me, all brighteyed and bushy-tailed, and announced she was leaving the next day.

او با چشمان درشت و دمخور وارد شد تا مرا ببیند و اعلام کرد که فردا از اینجا می‌رود.

The Spaniard was wrapped in a serape; he had bushy white whiskers; long white hair flowed from under his sombrero, and he wore green goggles.

اسپانیایی در یک سِراپ پیچیده شده بود؛ او سبیل سفید و انبوه داشت؛ موهای سفید بلند از زیر هومبروی او بیرون زده بود و او عینک سبز به چشم داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید