bustos

[ایالات متحده]/ˈbʊstɒs/
[بریتانیا]/ˈbʊstoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستوس (نام خانوادگی)؛ جمع busto (بستو/ مجسمه‌ها)

جملات نمونه

the museum features several marble bustos of ancient philosophers.

موزه چند پوسته مرمری از فیلسوفان باستان را به نمایش می‌گذارد.

she collects bustos from the renaissance period.

او پوسته‌هایی از دوره نهضت را جمع‌آوری می‌کند.

the artist created beautiful clay bustos for the gallery.

هنرمند پوسته‌هایی زیبای خمیری برای گالری ایجاد کرد.

roman bustos are displayed in the main hall.

پوسته‌های رومی در سالن اصلی نمایش داده می‌شوند.

he specializes in bronze bustos of famous leaders.

او متخصص پوسته‌های مسی معروف رهبران است.

the bustos were carefully restored by experts.

پوسته‌ها توسط متخصصان با دقت بازسازی شدند.

these marble bustos date back to the 18th century.

این پوسته‌های مرمری به قرن هجدهم میلادی مربوط می‌شوند.

the sculptor won an award for his life-sized bustos.

نگارگر به دلیل پوسته‌های زنده‌اندازش جایزه‌ای دریافت کرد.

visitors admire the intricate details of the bustos.

بازدیدکنندگان جزئیات پیچیده پوسته‌ها را تحسین می‌کنند.

the collection includes bustos from various european countries.

این مجموعه پوسته‌هایی از کشورهای مختلف اروپا را شامل می‌شود.

she commissioned a bustos of her grandmother.

او یک پوسته از پدربزرگش را سفارش داد.

the bustos stand on pedestals throughout the courtyard.

پوسته‌ها در سراسر دالان روی پایه‌هایی قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید