| جمع | buzzwords |
the buzzword of the moment.
کلمه رایج این لحظه
E-marketing is the current buzzword.
بازاریابی الکترونیکی، کلمه رایج فعلی است.
At the Shenzhen Wal-Mart, the buzzword is “retailtainment”.
در فروشگاه وال مارت شنژن، کلمه رایج "سرگرمی خرده فروشی" است.
Scratch the subject of defence and acronyms, abbreviations, and buzzwords fly out.
با کنار گذاشتن موضوع دفاع و مخفف ها، اختصارات و کلمات پرمعنا، کلمات به بیرون پرواز می کنند.
The new buzzword in the tech industry is 'AI'
کلمه رایج جدید در صنعت فناوری "هوش مصنوعی" است.
She used the buzzword 'synergy' multiple times during the meeting
او بارها در طول جلسه از کلمه رایج "هم افزایی" استفاده کرد.
The marketing team is brainstorming for the next buzzword to use in their campaign
تیم بازاریابی در حال طوفان فکری برای یافتن کلمه رایج بعدی برای استفاده در کمپین خود است.
In the finance world, 'blockchain' is a popular buzzword
در دنیای مالی، "بلاک چین" یک کلمه رایج محبوب است.
The CEO's speech was filled with industry buzzwords to impress the investors
سخنرانی مدیرعامل مملو از کلمات رایج صنعت بود تا سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد.
The employees were tired of hearing the same buzzwords in every meeting
کارمندان از شنیدن همان کلمات رایج در هر جلسه خسته شده بودند.
The consultant advised the company to avoid using buzzwords and focus on clear communication
مشاور توصیه کرد که شرکت از استفاده از کلمات رایج خودداری کند و بر برقراری ارتباط واضح تمرکز کند.
The article was full of buzzwords that made it hard to understand for the general public
مقاله مملو از کلمات رایج بود که فهم آن را برای عموم مردم دشوار می کرد.
The workshop aimed to debunk common buzzwords and provide practical strategies instead
کارگاه آموزشی هدف داشت تا کلمات رایج متداول را رد کند و به جای آن استراتژی های عملی ارائه دهد.
The marketing team decided to create a buzzword bingo game for their next team building activity
تیم بازاریابی تصمیم گرفت یک بازی بیزورد بینگو برای فعالیت بعدی تیم سازی خود ایجاد کند.
the buzzword of the moment.
کلمه رایج این لحظه
E-marketing is the current buzzword.
بازاریابی الکترونیکی، کلمه رایج فعلی است.
At the Shenzhen Wal-Mart, the buzzword is “retailtainment”.
در فروشگاه وال مارت شنژن، کلمه رایج "سرگرمی خرده فروشی" است.
Scratch the subject of defence and acronyms, abbreviations, and buzzwords fly out.
با کنار گذاشتن موضوع دفاع و مخفف ها، اختصارات و کلمات پرمعنا، کلمات به بیرون پرواز می کنند.
The new buzzword in the tech industry is 'AI'
کلمه رایج جدید در صنعت فناوری "هوش مصنوعی" است.
She used the buzzword 'synergy' multiple times during the meeting
او بارها در طول جلسه از کلمه رایج "هم افزایی" استفاده کرد.
The marketing team is brainstorming for the next buzzword to use in their campaign
تیم بازاریابی در حال طوفان فکری برای یافتن کلمه رایج بعدی برای استفاده در کمپین خود است.
In the finance world, 'blockchain' is a popular buzzword
در دنیای مالی، "بلاک چین" یک کلمه رایج محبوب است.
The CEO's speech was filled with industry buzzwords to impress the investors
سخنرانی مدیرعامل مملو از کلمات رایج صنعت بود تا سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار دهد.
The employees were tired of hearing the same buzzwords in every meeting
کارمندان از شنیدن همان کلمات رایج در هر جلسه خسته شده بودند.
The consultant advised the company to avoid using buzzwords and focus on clear communication
مشاور توصیه کرد که شرکت از استفاده از کلمات رایج خودداری کند و بر برقراری ارتباط واضح تمرکز کند.
The article was full of buzzwords that made it hard to understand for the general public
مقاله مملو از کلمات رایج بود که فهم آن را برای عموم مردم دشوار می کرد.
The workshop aimed to debunk common buzzwords and provide practical strategies instead
کارگاه آموزشی هدف داشت تا کلمات رایج متداول را رد کند و به جای آن استراتژی های عملی ارائه دهد.
The marketing team decided to create a buzzword bingo game for their next team building activity
تیم بازاریابی تصمیم گرفت یک بازی بیزورد بینگو برای فعالیت بعدی تیم سازی خود ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید