cabbed

[ایالات متحده]/kæbd/
[بریتانیا]/kabd/

ترجمه

v. تاکسی گرفتن; کرایه کردن یک کاب; شکل گذشته participle از "cab"; توسط یک تاکسی گرفته شده است
n. کاب راننده; کابین یک وسیله نقلیه; کالسکه ای که برای کرایه استفاده می شود

عبارات و ترکیب‌ها

cabbed a ride

او سوار ماشین شد

cabbed home

او به خانه سوار ماشین شد

cabbed it

او آن را سوار ماشین کرد

cabbed to work

او به محل کار سوار ماشین شد

cabbed for dinner

او برای شام سوار ماشین شد

cabbed after party

او بعد از مهمانی سوار ماشین شد

cabbed this morning

او امروز صبح سوار ماشین شد

cabbed last night

او شب گذشته سوار ماشین شد

cabbed in rain

او در باران سوار ماشین شد

cabbed to airport

او به فرودگاه سوار ماشین شد

جملات نمونه

after the party, we cabbed home together.

بعد از مهمانی، با هم سوار تاکسی شدیم و به خانه رفتیم.

she cabbed to the airport to catch her flight.

او برای گرفتن پروازش سوار تاکسی شد و به فرودگاه رفت.

they cabbed around the city to see the sights.

آنها برای دیدن مناظر سوار تاکسی شدند و در شهر گشتند.

he cabbed over to his friend's house for dinner.

او برای شام سوار تاکسی شد و به خانه دوستش رفت.

we cabbed back to the hotel after the concert.

بعد از کنسرت سوار تاکسی شدیم و به هتل بازگشتیم.

she cabbed downtown to do some shopping.

او برای خرید سوار تاکسی شد و به مرکز شهر رفت.

they cabbed to the restaurant for their anniversary dinner.

آنها سوار تاکسی شدند و برای شام سالگردشان به رستوران رفتند.

he cabbed to the meeting because he was running late.

او به دلیل دیر رسیدن سوار تاکسی شد و به جلسه رفت.

after the game, we cabbed to a nearby bar.

بعد از مسابقه، سوار تاکسی شدیم و به یک بار نزدیک رفتیم.

she cabbed across town to meet her friend.

او سوار تاکسی شد و از آن طرف شهر به سمت دوستش رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید