cabbed a ride
او سوار ماشین شد
cabbed home
او به خانه سوار ماشین شد
cabbed it
او آن را سوار ماشین کرد
cabbed to work
او به محل کار سوار ماشین شد
cabbed for dinner
او برای شام سوار ماشین شد
cabbed after party
او بعد از مهمانی سوار ماشین شد
cabbed this morning
او امروز صبح سوار ماشین شد
cabbed last night
او شب گذشته سوار ماشین شد
cabbed in rain
او در باران سوار ماشین شد
cabbed to airport
او به فرودگاه سوار ماشین شد
after the party, we cabbed home together.
بعد از مهمانی، با هم سوار تاکسی شدیم و به خانه رفتیم.
she cabbed to the airport to catch her flight.
او برای گرفتن پروازش سوار تاکسی شد و به فرودگاه رفت.
they cabbed around the city to see the sights.
آنها برای دیدن مناظر سوار تاکسی شدند و در شهر گشتند.
he cabbed over to his friend's house for dinner.
او برای شام سوار تاکسی شد و به خانه دوستش رفت.
we cabbed back to the hotel after the concert.
بعد از کنسرت سوار تاکسی شدیم و به هتل بازگشتیم.
she cabbed downtown to do some shopping.
او برای خرید سوار تاکسی شد و به مرکز شهر رفت.
they cabbed to the restaurant for their anniversary dinner.
آنها سوار تاکسی شدند و برای شام سالگردشان به رستوران رفتند.
he cabbed to the meeting because he was running late.
او به دلیل دیر رسیدن سوار تاکسی شد و به جلسه رفت.
after the game, we cabbed to a nearby bar.
بعد از مسابقه، سوار تاکسی شدیم و به یک بار نزدیک رفتیم.
she cabbed across town to meet her friend.
او سوار تاکسی شد و از آن طرف شهر به سمت دوستش رفت.
cabbed a ride
او سوار ماشین شد
cabbed home
او به خانه سوار ماشین شد
cabbed it
او آن را سوار ماشین کرد
cabbed to work
او به محل کار سوار ماشین شد
cabbed for dinner
او برای شام سوار ماشین شد
cabbed after party
او بعد از مهمانی سوار ماشین شد
cabbed this morning
او امروز صبح سوار ماشین شد
cabbed last night
او شب گذشته سوار ماشین شد
cabbed in rain
او در باران سوار ماشین شد
cabbed to airport
او به فرودگاه سوار ماشین شد
after the party, we cabbed home together.
بعد از مهمانی، با هم سوار تاکسی شدیم و به خانه رفتیم.
she cabbed to the airport to catch her flight.
او برای گرفتن پروازش سوار تاکسی شد و به فرودگاه رفت.
they cabbed around the city to see the sights.
آنها برای دیدن مناظر سوار تاکسی شدند و در شهر گشتند.
he cabbed over to his friend's house for dinner.
او برای شام سوار تاکسی شد و به خانه دوستش رفت.
we cabbed back to the hotel after the concert.
بعد از کنسرت سوار تاکسی شدیم و به هتل بازگشتیم.
she cabbed downtown to do some shopping.
او برای خرید سوار تاکسی شد و به مرکز شهر رفت.
they cabbed to the restaurant for their anniversary dinner.
آنها سوار تاکسی شدند و برای شام سالگردشان به رستوران رفتند.
he cabbed to the meeting because he was running late.
او به دلیل دیر رسیدن سوار تاکسی شد و به جلسه رفت.
after the game, we cabbed to a nearby bar.
بعد از مسابقه، سوار تاکسی شدیم و به یک بار نزدیک رفتیم.
she cabbed across town to meet her friend.
او سوار تاکسی شد و از آن طرف شهر به سمت دوستش رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید