caddy

[ایالات متحده]/'kædɪ/
[بریتانیا]/ˈkædi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف کوچک؛ بسته کوچک؛ قفسه گلف

عبارات و ترکیب‌ها

golf caddy

چرخکار گلف

caddy bag

کیف گلف

beverage caddy

جغه‌دانه نوشیدنی

shower caddy

جغه‌دانه حمام

caddy organizer

سازمان‌دهنده گلف

utensil caddy

جغه‌دانه وسایل

car caddy

جغه‌دانه خودرو

جملات نمونه

1 round of 18 holes at Fenghuangshan green fee, share caddy &cart, locker,one night accommodation with breakfast &dinner 100 punchball base on twin share basic.

یک دور از 18 حفره در هزینه سبز فنغ هوانگ شان، گلدان مشترک و گاری، قفل، یک شب اقامت با صبحانه و شام 100 توپ پایه بر اساس اشتراک دو نفره.

The golf player carried his caddy on the course.

بازیکن گلف گلدان خود را در طول مسیر حمل کرد.

She packed snacks in the caddy for the road trip.

او برای سفر جاده خوراکی ها را در گلدان گذاشت.

The caddy handed the golfer the perfect club for the shot.

گلدان چوب مناسب برای ضربه را به بازیکن گلف داد.

He relied on his caddy's advice for choosing the right club.

او برای انتخاب چوب مناسب به توصیه گلدان اعتماد کرد.

The caddy organized the golfer's equipment neatly in the bag.

گلدان به طور مرتب تجهیزات بازیکن گلف را در کیف مرتب کرد.

She hired a caddy to help carry her heavy luggage.

او یک گلدان استخدام کرد تا به حمل بار سنگینش کمک کند.

The caddy guided the golfer on the best strategy for the next hole.

گلدان بازیکن گلف را در مورد بهترین استراتژی برای سوراخ بعدی راهنمایی کرد.

He placed his trust in the caddy's knowledge of the golf course.

او به دانش گلدان از زمین گلف اعتماد کرد.

The caddy's experience helped the golfer improve his game.

تجربه گلدان به بازیکن گلف کمک کرد تا بازی خود را بهبود بخشد.

She appreciated the caddy's support and encouragement during the match.

او از حمایت و تشویق گلدان در طول مسابقه قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید