caftan

[ایالات متحده]/'kæftən/
[بریتانیا]/'kæf,tæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشاک آستین‌بلند با کمربند

v. -
Word Forms
جمعcaftans

عبارات و ترکیب‌ها

flowy caftan

عبای جریانی

bohemian caftan

عبای بوهمیانی

colorful caftan

عبای رنگارنگ

جملات نمونه

- Put your arm in.- It's a caftan, is it?

- دستت رو داخلش بگذار. - این یک کافتان است، مگه نه؟

the merchant can be euchred out of his caftan by hard bargaining.

می توان از طریق چانه زنی سخت، بازاری را از کافتانش فریب داد.

She wore a beautiful caftan to the beach party.

او یک کافتان زیبا به مهمانی ساحل پوشید.

The caftan is a traditional garment in many Middle Eastern cultures.

کافتانی یک لباس سنتی در بسیاری از فرهنگ های خاورمیانه است.

I bought a colorful caftan for my vacation.

من یک کافتان رنگارنگ برای تعطیلاتم خریدم.

She paired her caftan with a wide-brimmed hat.

او کافتان خود را با یک کلاه لبه پهن ست کرد.

The caftan is made of lightweight and breathable fabric.

کافتانی از پارچه ای سبک و قابل تنفس ساخته شده است.

She looked elegant in her silk caftan.

او در کافتان ابریشمی اش شیک به نظر می رسید.

The caftan is perfect for lounging by the pool.

کافتانی برای استراحت کنار استخر عالی است.

I love the intricate embroidery on this caftan.

من عاشق گلدوزی پیچیده روی این کافتان هستم.

She added a belt to cinch the waist of her caftan.

او یک کمربند برای بستن کمر کافتانش اضافه کرد.

The caftan is a versatile piece that can be dressed up or down.

کافتانی یک لباس چند منظوره است که می توان آن را رسمی یا غیررسمی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید