caisse

[ایالات متحده]/[kæʃ]/
[بریتانیا]/[kæʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماشین حساب یا تیل؛ یک جعبه یا ظرف، به ویژه برای نگهداری؛ در مسابقات موتوری، حمایت مالی ارائه شده به یک راننده مسابقه؛ یک وضعیت یا حالت مالی.

عبارات و ترکیب‌ها

caisse register

کشی فروش

caisse system

سیستم کشی

open caisse

باز کردن کشی

close caisse

بستن کشی

caisse report

گزارش کشی

check caisse

بررسی کشی

caisse drawer

کشی جعبه

caisse till

کشی تا

caisse machine

ماشین کشی

caisse balance

تعادل کشی

جملات نمونه

the cashier quickly processed the caisse transaction.

کشیه به سرعت تراکنش را پردازش کرد.

we need to restock the caisse with more paper rolls.

ما نیاز داریم که کشیه را با چرخهای کاغذ بیشتری تجدید کنیم.

the restaurant uses a modern electronic caisse system.

رستوران از یک سیستم الکترونیکی کشیه مدرن استفاده می کند.

the caisse displayed the total amount due at the checkout.

کشیه مبلغ کل مورد نیاز در نمایشگر پرداخت را نشان داد.

the store manager checked the daily caisse report.

مدیر فروشگاه گزارش روزانه کشیه را بررسی کرد.

the old caisse was replaced with a newer, faster model.

کشیه قدیمی با یک مدل جدیدتر و سریعتر جایگزین شد.

the employee opened the caisse at the start of their shift.

کارمند کشیه را در ابتدای شیفت خود باز کرد.

the caisse printer jammed, delaying the customer’s purchase.

چاپگر کشیه گیج شد و خرید مشتری را کند کرد.

the security footage showed the employee operating the caisse.

کلیپ امنیتی نشان داد که کارمند کشیه را در حال کار کردن است.

the system automatically sends the caisse data to headquarters.

سیستم به طور خودکار داده های کشیه را به سرکنسولیت ارسال می کند.

the caisse malfunctioned, requiring technical support.

کشیه خرابی کرد و نیاز به پشتیبانی فنی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید