caked in
پوشیده شده در
caked on
پوشیده شده روی
caked mud
گل پوشیده
caked frosting
خمیر قندی پوشیده شده
caked clay
خاک رس پوشیده شده
caked dough
خمیر پوشیده شده
caked makeup
آرایش پوشیده شده
caked layers
لایههای پوشیده شده
caked paint
رنگ پوشیده شده
caked cheese
پنیر پوشیده شده
the cake was caked with layers of rich chocolate frosting.
کیک با لایههایی از کرم شکلات غنی پوشیده شده بود.
his face was caked in mud after playing in the rain.
بعد از بازی در باران، صورتش با گل پوشیده شده بود.
the walls were caked with dust from years of neglect.
دیوارها به دلیل سالها بیتوجهی با گرد و غبار پوشیده شده بودند.
the cookies were caked together, making them hard to separate.
کیکها به هم چسبیده بودند و جدا کردن آنها را دشوار میکرد.
her makeup was caked on, giving her an unnatural appearance.
آرایش او به گونهای اعمال شده بود که ظاهری غیرطبیعی به او میداد.
the paint was caked on the old furniture, hiding its original color.
رنگ روی مبلمان قدیمی اعمال شده بود و رنگ اصلی آن را پنهان میکرد.
after the hike, his boots were caked in mud.
بعد از پیادهروی، چکمههایش با گل پوشیده شده بودند.
the artist caked the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده پوشاند.
her hair was caked with gel after styling it for the event.
بعد از مدل کردن موهایش برای رویداد، موهایش با ژل پوشیده شده بود.
the snow caked on the rooftops, creating a winter wonderland.
برف روی پشتبامها انباشته شده بود و یک سرزمین عجایب زمستانی ایجاد میکرد.
caked in
پوشیده شده در
caked on
پوشیده شده روی
caked mud
گل پوشیده
caked frosting
خمیر قندی پوشیده شده
caked clay
خاک رس پوشیده شده
caked dough
خمیر پوشیده شده
caked makeup
آرایش پوشیده شده
caked layers
لایههای پوشیده شده
caked paint
رنگ پوشیده شده
caked cheese
پنیر پوشیده شده
the cake was caked with layers of rich chocolate frosting.
کیک با لایههایی از کرم شکلات غنی پوشیده شده بود.
his face was caked in mud after playing in the rain.
بعد از بازی در باران، صورتش با گل پوشیده شده بود.
the walls were caked with dust from years of neglect.
دیوارها به دلیل سالها بیتوجهی با گرد و غبار پوشیده شده بودند.
the cookies were caked together, making them hard to separate.
کیکها به هم چسبیده بودند و جدا کردن آنها را دشوار میکرد.
her makeup was caked on, giving her an unnatural appearance.
آرایش او به گونهای اعمال شده بود که ظاهری غیرطبیعی به او میداد.
the paint was caked on the old furniture, hiding its original color.
رنگ روی مبلمان قدیمی اعمال شده بود و رنگ اصلی آن را پنهان میکرد.
after the hike, his boots were caked in mud.
بعد از پیادهروی، چکمههایش با گل پوشیده شده بودند.
the artist caked the canvas with vibrant colors.
هنرمند بوم نقاشی را با رنگهای زنده پوشاند.
her hair was caked with gel after styling it for the event.
بعد از مدل کردن موهایش برای رویداد، موهایش با ژل پوشیده شده بود.
the snow caked on the rooftops, creating a winter wonderland.
برف روی پشتبامها انباشته شده بود و یک سرزمین عجایب زمستانی ایجاد میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید