caked

[ایالات متحده]/keɪkt/
[بریتانیا]/kaked/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با لایه‌ای ضخیم از چیزی؛ انباشته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

caked in

پوشیده شده در

caked on

پوشیده شده روی

caked mud

گل پوشیده

caked frosting

خمیر قندی پوشیده شده

caked clay

خاک رس پوشیده شده

caked dough

خمیر پوشیده شده

caked makeup

آرایش پوشیده شده

caked layers

لایه‌های پوشیده شده

caked paint

رنگ پوشیده شده

caked cheese

پنیر پوشیده شده

جملات نمونه

the cake was caked with layers of rich chocolate frosting.

کیک با لایه‌هایی از کرم شکلات غنی پوشیده شده بود.

his face was caked in mud after playing in the rain.

بعد از بازی در باران، صورتش با گل پوشیده شده بود.

the walls were caked with dust from years of neglect.

دیوارها به دلیل سال‌ها بی‌توجهی با گرد و غبار پوشیده شده بودند.

the cookies were caked together, making them hard to separate.

کیک‌ها به هم چسبیده بودند و جدا کردن آن‌ها را دشوار می‌کرد.

her makeup was caked on, giving her an unnatural appearance.

آرایش او به گونه‌ای اعمال شده بود که ظاهری غیرطبیعی به او می‌داد.

the paint was caked on the old furniture, hiding its original color.

رنگ روی مبلمان قدیمی اعمال شده بود و رنگ اصلی آن را پنهان می‌کرد.

after the hike, his boots were caked in mud.

بعد از پیاده‌روی، چکمه‌هایش با گل پوشیده شده بودند.

the artist caked the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده پوشاند.

her hair was caked with gel after styling it for the event.

بعد از مدل کردن موهایش برای رویداد، موهایش با ژل پوشیده شده بود.

the snow caked on the rooftops, creating a winter wonderland.

برف روی پشت‌بام‌ها انباشته شده بود و یک سرزمین عجایب زمستانی ایجاد می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید